على را در هم كوبيده و در نتيجه ، نفوذ معاويه را گسترش دهند ، زيرا معاويه نيرومندترين فرد بنىاميه بود كه مىكوشيد مسير تاريخ عرب را به روش اموى خالص درآورد .
معاويه به صورتِ پنهانى به تحريك افرادى كه به مخالفت با على قيام نكرده بودند ، پرداخت . معاويه آگاه بود كه عايشه ، طلحه و زبير و سردمداران اين شورش ، اگر به على پيروز شوند ، بلافاصله اختلافات داخلىشان آغاز مىشود ، زيرا او هدف مشترك ايشان را مىدانست و زمامدارى براى بنىاميه كه معاويه در رأس آنها قرار دارد ، آماده مىگردد .
معاويه در نامهء خود به سعدبن ابى وقّاص نوشت :
« شايستهترين مردم به يارى عثمان ، افراد شوراى عمر هستند كه از طايفهء قريش بودند و حق عثمان را به جا آوردند و عثمان را بر ديگرى مقدم داشتند . طلحه و زبير كه در شورا شريك شما و در اسلام نظير شما بودند ، عثمان را يارى كردند . امّالمؤمنين هم براى كمك به عثمان شتاب گرفته است ، پس آنچه را كه آنها پسنديدهاند ، شما ناپسند نشماريد و آنچه را آنها پذيرفتهاند ، شما ردّ نكنيد !
به زيركى معاويه و تحريك عواطف سعد - كه يكى از شش عضو شورايى بود كه 1 ر ، 2 عمر آنها را نامزد خلافت كرده بود - بنگريد و باز به حيلهگرى او در پنهان ساختن هدفش در تحريك مردم عليه على توجه كنيد . ولى سعدبن ابىوقاص كه از زيركى و حيلهگرى معاويه آگاه بود ، هدف او را مىدانست ، زيرا سعد از طايفهء قريش بود و از اخلاق بنىاميه در جاهليت و اسلام آگاه بود و از هدفها و اميال دور و نزديكشان اطلاع داشت و از روشهاى گوناگون سخت و آرامشان و از همراهى و بىاعتنايى براى رسيدن به هدفهايشان باخبر بود .
سعد چون اخلاق معاويه را مىدانست ، بيمى نداشت كه بر خلاف انتظار معاويه ، پاسخى به او بدهد كه در آن عظمت و شأن على را ياد كند و احترام بگذارد و او را بر
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 527
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٢٧