سوگند ، آنكس كه تو را در بلا افكنده و تو را به گناه بزرگ انداخته ، گناهش از قاتلين عثمان بيشتر است . خشمگين نبودى ، تو را خشمگين ساختند . عصبانى نبودى ، تو را عصبانى كردند ؟ اى عايشه ، از خدا بترس و به خانهء خود بازگرد و پرده را بر خويش بيفكن ، والسلام » .
بدين وسيله على مىخواست عايشه را از قيام و قبول فرماندهى لشكر معذور بدارد و بدين جهت فرمود : « تو را خشمگين كردهاند ، تو را تهييج نمودهاند . »
در اينجا هم روحيه زنانه او مورد توجه قرار گرفته و هم رعايت احترام عايشه شده است . على با اين سخنان راه فرارى براى عايشه قرار داد ، افرادى كه او را تحريك كرده بودند ، متهم ساخت و گناه را به گردن كسانى انداخت كه او را وادار كردند از خانهاش خارج شود و گناه اين كار را مهمتر از گناه كشتن عثمان دانست . سپس به عايشه نصيحت كرد : از خدا بترس و به خانهء خود بازگرد كه در اين كار امنيت سرزمينها و رضايت مردم تأمين مىگردد . اما عايشه به اندرز على توجهى نكرد ، بلكه همچنان به راه خود ادامه داد و نامه مختصرى كه موضع و نظر او را نسبت به على و دشمنى شخصى وى را آشكار مىكند ، به على نوشت كه حدفاصل جنگ و صلح بود :
اى فرزند ابىطالب ! موضوع ، بالاتر از سرزنش است . من هرگز فرمانبردار تو نخواهم شد ، هر كارى كه مىخواهى انجام بده و هر دستورى كه مىخواهى صادر كن والسلام !
طلحه و زبير هم ، چنين پيامى براى على فرستادند .
هنگامى كه سپاه عايشه به نزديكى بصره رسيد ، فرماندهان شوراى جنگى دربارهء اشغال بصره به گفتوگو پرداختند . آنها چون مىدانستند كه تعداد ياران على در بصره كم نيست و تدبير را در اين ديدند كه با آنها مكاتبه كنند تا از ميزان اطاعتشان نسبت به علىمطلع شوند . اين شورا تصميم گرفت پيش از ورود به بصره ، رؤساى بصره را
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 524
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٢٤