تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
دشمنانش كه شامل متنفّذين سياسى ، نظامى و مالى بود بپردازد . على در هر دو جبهه با همتى بلند مىجنگيد ؛ همتى كه در هيچ ملتى ديده نشده ، صبرى كه مرزى براى آن نمىتوان قائل شد و ايمانى كه طوفان‌ها آن را نمىلرزاند . على تصميم گرفت پرده‌هاى تاريكى را يكى پس از ديگرى كنار بزند و نور خورشيد را بر فراز هر بلندى و پستى به تابش درآورد . ولى على اين راه را چگونه پيمود ؟ هنوز انقلاب اجتماعى مدينه ، على را به رهبرى و رياست خود استوار نساخته بود و او هنوز در راه هموار براى رسيدن به هدف‌هاى پاك گام برنداشته بود كه بنىاميه ، نيروها ، اموال و سلاح‌هايى از مدينه و ديگر شهرها گردآورده و از چشم‌ها پنهان شدند . آنان همگى با اموال ، ياران و اسلحهء خود به مكه شتافتند ، تا به مبارزهء پنهانى با على بپردازند و مردم را عليه آن حضرت تحريك كنند و اگر نياز بود ، راه شام را در پيش گرفته و به معاويه بپيوندند ؟ اگر بنىاميه نيت پاكى داشتند و حاضر بودند در راه مصالح عمومى دست از قدرت‌طلبى بردارند ، احتياجى به اين حيله‌گرى نبود . ولى ميل و هوس قدرت و اميد آنان براى به‌دست آوردن آن ، ايشان را به اين گونه اعمال كشاند . اموال فراوانى كه در عصر عثمان به‌دست آورده بودند ، آنان را وادار كرد آن را برداشته و از چنگ زمامدار عادل بگريزند تا قدرت نفوذ بيشترى به دست آورند . على از طرح بنىاميه مطلع شد و دانست چرا با مال و اسلحه راه مكه را پيش گرفته‌اند . او براى نجات از شرّ بنى اميه و سركوب كردن شورش آنان در نطفه ، به قريشيان سخت گرفت و نگذاشت كه از مدينه خارج گردند . در آن شرايط دشوار ، چند نفر از صحابه ، از جمله طلحه و زبير نزد او آمده و گفتند : « يا على . ما با تو بيعت كرديم كه حدود اسلام را اجرا كنى ، عدهء زيادى از اين مردم خون اين مرد ( عثمان ) را ريخته‌اند و بايد به كيفر خود برسند ! » على خطاب به آنان فرمود :