مستمند و محروم عليه آن قيام كرده بودند . طلحه و زبير به حكومت ، مال و مقام علاقهمند بودند و قبلًا سخن عثمان دربارهء طلحه نقل شد كه گفت : « واى به حال من از دست طلحه ! فلان مبلغ و فلان مبلغ به او طلا دادم و او به فكر قتل من است ! »
مردم دربارهء داوطلبين خلافت مسلمانان اين حقايق را مىدانستند و به همين جهت طرفدار على شده و طلحه و زبير را نيز ناگزير ساختند كه با على بيعت كنند .
علىدربارهء بيعت طلحه و زبير و قيام آنان عليه خود ، قبل از جنگ جمل مىفرمايد :
لقد دخلا بوجه فاجر و خرجا بوجه غادر ؛
با چهرهء جنايتكاران بيعت كردند و با چهرهء خيانتكاران از بيعت خارج شدند !
منظور على اين بود كه اين دو به هنگام بيعت ، همانند مردم علاقهمند به برنامهء اصلاحات او نبودند و در مخالفتشان هدفى جز خيانت و مبارزه با مشى اساسى و اصولى على نداشتند !
على از نخستين روز حكومت ، نيروى خود را براى اصلاح جامعه بسيج كرد و به اصلاح انحرافات آن پرداخت . على استانداران و كسانى را كه به مردم ستم كرده و از اصول انسانيّتى كه على به آن ايمان داشت خارج شده بودند ، بر كنار كرد . افرادى را كه درآمد ملت را چپاول كرده و ثروتهاى مردم را احتكار كرده بودند و در خون ملت طمع نموده بودند ، تحت تعقيب قرار داد . على در تعقيب سياست مفيد خود ، از كسى بيم نداشت و با كسى سازش نمىكرد . از خشم صاحبان نفوذ باكى نداشت و كوچكترين توجهى به آنان نمىكرد !
خلافت على با روزهاى تاريك و سياهى روبهرو شد ، زيرا متنفّذين تصميم گرفتند با او دشمنى كنند . سودطلبان هم كه تعدادشان بسيار بود ، به آنها پيوستند . على ناگزير شد كه در آن روزهاى تاريك در دو جبههء گسترده با مخالفين خود بجنگد . على در پى گسترش عدالت و از ميان بردن ظلم در جامعه بود و اينكه حكومتى پديد آورد كه بر پايههاى اقتصادى ، اجتماعى و اخلاقى صحيحى پىريزى شده باشد و به انبوه
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 512
مساهمون: جورج جرداق
ص٥١٢