على مىفرمايد : اى برادرانم ! با زبان نرم و مهربانى و محبت فراوان بايد با آنها سخن گفت .
آنها آمدند تا از على ، خون عثمان را مطالبه كنند ، در حالى كه در ميان خودشان افرادى بودند كه به قتل عثمان يارى كردند . على با جوانمردى و عفوى كه از قلبش مىجوشيد و بر زبانش جارى مىشد با آنها سخن گفت .
على ، ناگزير شد دوباره نسبت به قريش سختگيرى نمايد ، تا فرصت توطئه نيابند و در اين نظر و تدبير ، محكم كارى و روشنبينى بهكار برد .
على كارگزاران عثمان را يكى پس از ديگرى عزل كرد ، زيرا در ميان آنها كسى نبود كه صلاحيت ماندن در كار خود را داشته باشد ؛ زيرا در ستمگرى و بىبند و بارى به اوج رسيده بودند ، تا آنجا كه باعث به وجود آمدن انقلاب عليه عثمان شدند . به همين جهت حاضر نشد حتى يك لحظه آنها را در مقامهاى خود باقى بگذارد ، چون حق با باطل سازگارى ندارد و ستمگرى با نگهدارى علت آن رفع نمىشود . ابن عباس و عدهاى ديگر به على نصيحت كردند مأمورين سابق را بر سر كار خود باقى بگذارد ، تا حكومتش مستقر گردد ؛ پس از استقرار ، هر عملى را كه خواست با آنها انجام دهد . اما على از اينكه شالودهء دولت خود را بر مصلحتهاى سياسى بگذارد ، امتناع كرد و نپذيرفت دستگاه وى با رضايت سودطلبان پا بگيرد ، بلكه به عقل و شمشيرش تكيه كرد و كوشيد كه پردههاى تاريك را يكى پس از ديگرى بر طرف كند .
منطقهء شام براى على مهم بود و وضع على در برابر معاويه - همانگونه كه قبلًا آمد - روشن بود . على در عزل معاويه پافشارى مىكرد و معاويه هم در بيعت نكردن با او اصرار مىورزيد . زيادبن حنظله براى اينكه از سرانجام كار على با معاويه آگاه گردد و نظر حضرت را به مردم بگويد ، نزد على آمد . هنوز چند لحظه نگذشته بود كه على به زياد فرمود : زياد ، آماده باش ! زياد گفت : يا اميرالمؤمنين ، براى چه چيز آماده باشم ؟
علىفرمود : براى حمله به شام ! زياد گفت : مدارا و صبر سزاوارتر است .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 515
مساهمون: جورج جرداق
ص٥١٥