اين سخن طلحه و زبير به چه معنا بود ؟ آنان نظر اكثريت خاندان قريش و اشراف و صاحبان نفوذ و كسانى را كه طمع در حكومت داشتند ، نسبت به زمامدارى على بيان مىكردند .
اين گروه ، از روى حسادت و به انتقام آرزوهاى نقش برآب شدهء خويش با علىدشمنى مىورزيدند . على بيتالمال را در غير مورد و غير اهل آن مصرف نمىنمود و هرگز كمكى به اين و آن نمىكرد .
گذشته از اينها ، همهء متنفّذين مخالف ، طمعِ زمامدارى داشتند و در ميان آنها طلحه و زبير بيش از همه رياستطلب بودند . على اين سخن را بسيار تكرار مىكرد كه قريش با آن حضرت دشمنى مىكنند و اين مطلب را صريحاً اظهار مىكرد : « مرا چه با قريش ! به خدا سوگند ، هنگامى كه كافر بودند با آنها جنگيدم و اكنون نيز به خاطر فتنهاى كه بهپا كردهاند ، بايد با آنها بجنگم همانطور كه ديروز دوستشان بودهام ، امروز هم دوستشان هستم ! »
بيشتر رهبران قريش از على دلگير بودند ، بسيارى از افراد طايفهء قريش شمشير دشمنى را عليه او كشيده بودند ، و همانگونه كه خود به آن اشاره مىكند و چه بسيار از مخالفينشان كه در كمين على نشسته بودند . اما آنها و پيشاپيش همه طلحه و زبير ، گريزى از بيعت با على نداشتند ، زيرا افكار عمومى سرزمينهاى عربى و سرزمينهاى تازه مسلمان شده و خصوصاً مصر ، با على بود و به جز على كسى را براى حكومت نمىپذيرفت ، زيرا ويژگىها و اخلاق على همان صفات و ويژگىهايى بود كه انقلاب اجتماعى آنها را در شخصيت او مىيافت . انقلاب ، شعار عدالت در تمامى سرزمينها ، مهربانى با تمامى مستمندان ، صرف بيتالمال به نفع همگان ، عدم انحصار منافع عمومى در چنگ گروهى انگشتشمار ، تطبيق حكومت با مفاهيم عدالت را مىداد و كسى سزاوارتر و شايستهتر از على ، براى اين خواستهها نبود .
راسخترين مخالفين على و طمعكارترين آنها به حكومت ، طلحه و زبير بودند . اين دو ، ذرّهاى از صفات زمامدارى كه هدف انقلاب بود ، برخوردار نبودند . اخلاق طلحه و زبير بيشتر به اخلاق درباريان عثمان شباهت داشت ؛ اخلاق و روشى كه مردم
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 511
مساهمون: جورج جرداق
ص٥١١