تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
كار انتقام‌جويى او از ياران على عليه السلام به جايى رسيد كه دستور مىداد هر كس نامش على عليه السلام ، حسين عليه السلام و يا نام يكى از فرزندان ابوطالب است ، كشته شود ! حتى مستمندانى كه هم نام خاندان ابىطالب بودند ، نزد حجاج آمده و از اسم‌هاى خود عذرخواهى مىنمودند . براى نمونه كسى پيش حجاج آمد و گفت : اى امير ، بستگانم به من ستم نموده و نام مرا على عليه السلام گذاشته‌اند . من محتاج و درمانده بوده و به كمك امير محتاج‌ترم ! ستمگرى حجاج آن‌چنان بود كه ضرب‌المثل شد و مخصوصاً شيعيان در آماج اين ستمگرىها بودند . آمار كسانى كه حجاج آنها را در دوران زمامدارى خود به قتل رسانده بود ، صد و بيست هزار تن است . در زندان حجاج در موقع مرگش ، پنجاه هزار مرد و سى هزار زن وجودداشت ! خليفهء اموى ، عبدالملك بن مروان موقع مرگ به فرزندان خود گفت : « حجاج را گرامى داريد ، زيرا او بود كه منابر را به تسخير شما و شهرها را تحت نفوذتان درآورد و دشمنانتان را ذليل ساخت ! » فرزندان عبدالملك هم وصيت او را حفظ كردندو وليدبن عبدالملك پس از مرگ پدرش ، هم‌چنان او را امير عراقين ( كوفه و بصره ) و مشرق قرار داد . * * * اگر داستان شگفت‌انگيزى را كه بيانگر بسيارى از ويژگىهاى بنىاميه و آل بنىطالب و ياران هر دو خاندان است ، نقل نكنيم ، درواقع اين فصل را ناتمام گذاشته‌ايم . از آن‌جا كه اين داستان ارزش والاى شيعيان و ياران على عليه السلام را منعكس مىسازد ، در تاريخ ، صفحه‌اى سراسر عظمت و بزرگوارى را ترسيم مىكند و از جهت اين كه تصاوير پستى و خيانت بنىاميه را نشان مىدهد ، براى بنىاميه و ياران‌شان ، سراسر ذلت و سرشكستگى است . خلاصه داستان اين است كه حجربن عدى كندى به هيچ قيمتى از دوستى و عشق