يا مسجدى در گوشهاى به دور از مردم
بهتر از گذراندن ساعتها در سايهسار قصرهاى سر به فلك كشيده است .
اين سفارشى است كه اوضاعِ مرا بازگو مىكند .
خوشا به حال كسى كه گوش كند كه به جانم سوگند اين كفايت مىكند .
گوش بسپار به پندهاى شفيقى كه ابوالعتاهيه نام دارد . « 1 » هر دو حالت پيشگفته ( شهوترانى و عياشى تا حد مرگ و محروميت و پرهيز از همه چيز ) انحرافى از مسير مستقيم طبيعت به شمار مىروند و نتيجهء فساد حكومتدارى عباسى و از آسيبهاى نظام طبقاتى بودند .
* * * اين تنها بخشى از اوضاع عمومى در دوران آغازين سلطنت عباسى اول است ، اما در عصر پايانى عباسيان ، بايد از شكاف اجتماعى عميقترى سخن گفت و از رفاه و خوشگذرانىهاى مسخره مرفهين و فلاكت و تلاشهاى محنتبار مردم عادى و مرزهاى مشخص و آشكارى كه ميان طبقات كشيده شده بود . ثروت در نزد گروه اول انباشته شده و گروه دوم را فقر فراگرفته بود . انسانها يا در رفاه افراطى به سر مىبردند و يا در فلاكت افراطى . . . و ناز و نعمت در برابر نياز شديد به نان و لباس قرار داشت .
البته غوطهوران در آسايش و رفاه بسيار اندك بودند و فرو نشستگان در تنگدستى و فلاكت و بدبختى بسيار فراوان ، و مال و جان هيچ كس از دست نزديكان سلطان در
هامش
( 1 ). رغيف خبز يا بى * تاكله فى زاوية
و غرفة ضيقة * نفسك فيها خالية
او مسجد بمعزل * عن الورى فى ناحية
خير من الساعات فى * فىء القصور العالية
طوبى لمن يسمعها * تلك لعمرى كافية
فاسمع لنصح مشفق * يدعى ابا العتاهية