منجر به تقسيم مردم به دو طبقه و سپس موجب سوءاستفاده انسانى از انسان ديگر گشت ؛ بر خلاف آنچه پيامبر و امام على بدان سفارش كرده بودند .
بار ديگر ، به مظاهر رفاه و فقر افراطى پديد آمده در عصر عباسى گريزى كوتاه مىزنيم . اختلاف فقير و غنى در جامعهاى كه بيشتر افراد آن را تهيدستان تشكيل مىدادند ، تنها بر اساس قاعدهاى پديد مىآمد كه امام على در سخنان تابناك خود به آن اشاره كرده بود : « نعمت فراوانى نيافتم ، مگر اينكه در كنارش حقى ضايع شده بود . »
كاخها از حيث ساختمان و مصالح به كار رفته در آن ، ثروتهايى هنگفت و متراكم بودند . متوكل قصرهايى ساخت كه كسى را توان توصيف وسعت و عظمتش نبود . در يكى از قصرهايش بركهاى براى آبتنى كنيزكان قصر درست كرده بود كه چنان از حيث وسعت و باغها و اتاقهاى اطراف و تنوع رنگ بىنظير بود كه بحترى شاعر گمان برد ، « جنيان » آن را ساخته باشند . وى در توصيف اين بركه چنين سروده است :
گويا جنيان سليمان آن را پديد آورده و در ريزهكارىهاى آن دقت به خرج دادهاند .
اگر بلقيس از كنار آن بگذرد ، خواهد گفت : « اين صرح سليمان است » به سبب شباهت و همانندى با آن .
اگر ستارگان شبهنگام بر كنارههاى آن ظاهر شوند ، گمان مىبرى آسمانى در آن فرود آمده است .
ماهيان حبس شده در آن به انتهايش نمىرسند ، چرا كه بين آغاز و انجام آن فاصله بسيار است . « 1 »
هامش
( 1 ) . بلقيس ، ملكهء سبا در زمان سليمان حكيم مىزيست . وى از يمن به محضرش شرفياب شد تا از حكمتش بهره گيرد . روايات عربى چنين نقل مىكنند كه سليمان جنيان را به اطاعت خود مسخر كرده و آنان را امر نمود تا قصرى ( صرح ) براى استقبال از او بسازند . جنيان قصرى از بلور سبز بنا نهادند و آجرهاى بلورين بزرگى كه در داخل آن تصاويرى از ماهيان و موجودات دريايى قرار داشت ، در ساخت آن به كار بردند . هنگامى كه بلقيس وارد قصر شد ، پنداشت نهر آبى است و لباسهاى خود را جمع نمود . در اين شعر ، بركه متوكل بر زيبايى و دقت ساختن به صرح سليمان تشبيه شده است . ( منتقيات ادباء العرب ، پطرس بستانى )