همان ميزان در مكه سكنا گزيند ، سپس در شانزده سالگى به عراق رود تا با فرهنگ و دانش آنجا پرورش يابد و در سن بيست و پنج سالگى به فروش برسد ؛ جامع نيكى نژاد و طنازى مدنىها و ظرافت مكىها و فرهنگ عراقىها خواهد بود . « 1 » ابوعثمان بردهفروش كه خدايش بيامرزد ، فراموش كرد قيمت كنيزى با چنين اوصاف را بيان كند . اما كنيزكان حبشى و تركى و اسلو و رومى و ارمنى نيز هركدام به شكلى و با ويژگىهايى خاص خود بودند و اهل فن آن زمان در شمارش آنها بسيار پُرگويى كردهاند . « 2 » مردم ، پس از گسست طبقاتى دو يا سهگانهء پديدآمده در جامعه عباسى ، ديگر نسبت به سلامت و امنيت جان و مال خود ، حتى يك روز اطمينان نداشتند . جان آدميان تحت اراده سلطان و همواره در معرض نيستى بود و اموالشان به گوشهء چشمى نابود مىگشت ، « زيرا بذل و بخششهاى خلفا و اميران و واليان حد و حصرى نداشت و مصادرهء اموال برايشان دشوار نبود . بسيار مىشد كه نغمهاى يا بيت شعرى و يا سخنى زيبا و پاسخى نيكو به مذاقشان خوش مىآمد و در برابرش مالى فراوان پاداش مىدادند و گاه نيز مورد پسند واقع نمىگشت و در جزايش خونى ريخته و يا مالى مصادره مىشد . »
« عتابّى » اين حالت سلاطين را در عصر خود توصيف كرده است . وى در برابر اين پرسش كه چرا با هنر ادبى خود مجيزگوى سلطان نمىشود ، پاسخ مىدهد : « چنين يافتم كه سلطان بى دليل ، شخصى را دهها هزار مىبخشد و ديگرى را بىدليل از بالاى ديوارى به پايين مىافكند و من نمىدانم كدام يك از اينان خواهم بود . »
نمونهاى ديگر هنگامى كه نمايندهء مهدى عباسى نزد « مفضلالضبى » آمد و او را به قصر فراخواند ، وحشتزده شده و گمان مىبرد از او نزد مهدى بدگويى شده است . به همين سبب ، خود را براى مرگ آماده كرده و دو جامه بر تن مىكند و چون به
هامش
( 1 ) . ضحىالاسلام ، ج 1 ، ص 88 .
( 2 ) . آيا در قرن ما ، « قاچاق انسان » و « بردهفروشى مدرن » بدتر از دورانهاى گذشته ، ادامه ندارد ؟ به گزارشهاى سازمان ملل و كميتههاى حقوق بشر مراجعه شود . م