تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
و يكى از فرزندان نازپرورده و مرفه بغدادى چنين سروده است : آيا هنگام پيمايش طول و عرض زمين به ديارى برخورده‌اى كه مانند بغداد ، بهشت روى زمين باشد ؟ زندگى در آن باصفا و درختانش سرسبز است و در غير آن نه صفايى وجود دارد و نه طروات و شادابى . عمرها در آن بلند مىگردد و غذايش گوارا است ؛ به درستى كه غذا در برخى جاهاى زمين گواراتر است . « 1 » به اين‌كه بغداد در عهد عباسى و حتى هميشه ، بهشت روى زمين و دنياى نعمت و آسايش باشد و يا زندگى در آن ، آسان و درختان سرسبز و غذا لذيذ و عمرها بلند باشد ، اعتراضى وارد نيست . در حقيقت انسان هميشه براى آسايش بيشتر و زندگى در بهشتى همراه با حورى و درختان باردار و گل‌هاى زيبا تلاش مىكرده و همه اين نعمت‌ها حق او است ؛ ليكن چگونه مىتوان اين‌گونه زيست ، در حالى كه ميليون‌ها نفر گرسنه و برهنه و آواره‌اند و مىميرند در حالى كه از بغداد و زيبايىهايش بهره‌اى نبرده‌اند ؟ ! زندگى مرفه به ثروتمندان بغدادى ناپسند نبوده ، به شرط اين‌كه « ابوالعتاهيه » از زبان صدهاهزار نفر خطاب به خليفهء عباسى چنين نسراييده باشد : چه كسى از جانب من به خليفه پندهايى پياپى مىرساند ؟ من قيمت‌ها و هزينه‌ها را بر رعيت گران و سخت ديدم . و شغل‌ها را اندك و نيازها و احتياجات را گسترده يافتم . و ناملايمات روزگار را در رفت و آمد يافتم .
هامش
( 1 ) . اعاينت فى طو من الارض والعرض كبغداد دارا انها جنة الارض صفاالعيش فى بغداد و اخضر عوده وعيش سواها غير صاف ولاغض تطول بها الاعمار ان غذاءها مرىء و بعض الارض امرأ من بعض
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 411 | جورج جرداق / خسرو شاهى