تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
« سه روز را برايتان مباح كرديم تا آن‌كه را دوست مىداريد ، به اسارت بگيريد و آن‌كه به دنيا آوردند ، بكشيد و آنچه جمع كردند ، غارت كنيد و آنچه كاشتند ، بسوزانيد . » « چه دوران محنت‌بار و هولناكى ! خداوند رحمت كند كسانى را كه در روزگار اباحه‌گرىها زيستند و نيامرزد فرماندهان و سربازانى را كه به اين خشونت‌ها دست يازيدند . موجوداتى كه به شكل انسانى آفريده شده بودند ، ولى در يك لحظه به درّندگانى وحشى تغيير مىيافتند . » « آيا اين بربرها شايستهء پنجاه صفحه از كتاب تاريخ هستند ؟ به خدا لياقت آنها بيش از يك سطر را هم ندارند تا به صورت كامل معرفى شوند : با يكديگر جنگيدند ، به جان هم افتادند ، سربريدند ، غارت كردند ، گناه كردند و ويران ساختند و به عبارتى ديگر : ناموس و جان و مال همگان را مباح كردند ! » « 1 » اين جملات ، نوشته‌هاى امين‌الريحانى درمورد قتل‌عام‌هايى است كه با آغاز حكومت عباسىها پديد آمد و كشتارهاى وحشيانه‌اى كه به دست دولت‌هاى ددمنش محلى در دوران افول عباسيان شكل گرفت ؛ زمانى كه تنها نامى از حكومت عباسى بر جاى مانده بود . و اكنون در مورد عصر عباسى به مسائلى ديگراشاره مىشود : همان گونه كه گذشت ، پادشاهان اموى پس از رد پذيرش حكومت امام على و دستورات عادلانه‌اش ، حكومت را حق مسلم خود شمردند ، بدون اين‌كه فرد يا گروهى را در آن سهيم بدانند و انحصارگرايى كامل در حكومت‌دارى پايه نهادند كه هيچ حق كوچك يا بزرگى را براى مردم مشروع نمىدانست و چون عباسيان زمام امور مردم را به ارث بردند ، پايه‌هاى حكومت خود را بر اساس همين تصور از
هامش
( 1 ) . همان ، ص 81 - / 82 .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 408 | جورج جرداق / خسرو شاهى