دست نزديكان خود كشته شد .
بدين ترتيب ، امويان ابتدا با نيرنگ و سپس با زور به خلافت مسلط گشته و آن را به سلطنتى براى خود تبديل كردند كه پايههاى آن رنگ و بويى از عدالت نداشت و سرانجام هم به سبب همين ظلم و ستمها سرنگون شدند .
با سقوط امويان ، دولت عباسىها سر كار آمدند و چنان كردند كه اهل انصاف بر بنىاميه طلبِ آمرزش نمودند . امينالريحانى در اين زمينه به طور اختصار مىنويسد :
« عباسيان با خونريزى و كشتار در سوريه و فلسطين و عراق به قدرت رسيدند و اين خونريزىها هرج و مرج و آشوب به پا كرد . آنان در اين كار از ابوعباس سفاح تبعيت مىكردند . »
« معيطر در شام براى خود از مردم بيعت مىگيرد . يمنىها مىپذيرند و چون قيسىها در برابرش مىايستند ، به آنها يورش برده ، خانههايشان را غارت كرده ، به آتش مىكشد . »
« ابن بيهس نيز با معيطر به جنگ برمىخيزد و بر دمشق مسلط مىشود و ساكنان آن را سركوب و گوشمالى ! مىدهد . »
« در حكومت عباسيان آشوبها ادامه يافت و آتش تعصبهاى نژادى زبانه مىكشيد و اهالى ناتوان سرزمينها و نه تجاوزگران - / جلادان و ستمگران - / بودند كه در اين بين آسيب مىديدند . آنانى كه ماليات مىپرداختند و به فراخوان جهاد پاسخ مىدادند . » « 1 » سپس درمورد اواخر حكومت عباسىها و همزمان با پيدايش حكومتهاى محلى ، مىافزايد :
بينوا مردمانى كه در آن روزگار سياه زيستند . حاكمان در كشتار و ستمگرى و غارتگرى و ويرانى با هم ديگر رقابت مىكردند و به همديگر فخر مىفروختند .
هامش
( 1 ) . النكبات ، ص 71 - 72 .