يمنىها و عرب از عجم در حقوق و مزايا متفاوت شدند و نورچشمىهاى تنپرورى كه مىخوردند و كار نمىكردند ، فراوان گشتند ؛ كسانى كه بدون كار و تلاش و تنها به خاطر مسئوليتهايى اسمى ، مزد مىگرفتند و جيبهايشان را از اموال عمومى پر مىكردند ؛ مانند وضعيتى كه اكنون در برخى از كشورهاى عربى حاكم است .
در اين زمينه تاريخ شهادت مىدهد وليد بن عبدالملك تعداد فراوانى بالغ بر بيست هزار نفر از ديوانسالاران را از كار بر كنار كرد . ديگر امويان به جز عمر بن عبدالعزيز نيز همان شيوهء معاويه و يزيد را در استيلاى بر سرزمينها با سنگدلى و خشونت دنبال كردند . به عنوان نمونه ، عبدالملك بن مروان حكومتى استبدادى را بنيان نهاد كه در آن ، جانها و آزادىهاى فردى و عمومى ارزشى نداشتند . وى براى رام كردن ساكنان بحرين دستور داد چشمهها و چاههاى آن را با خاك پُر كنند . « 1 » همچنين جنايتكار جلادى به نام حجاج بن يوسف را به حكمرانى حجاز و عراق گماشت .
امينالريحانى دربارهء بنىاميه گفته است : « برقرارى عدالت در ميان رعيت كه اساس حكومتدارى است از سوى تختنشين بازتاب مىيابد ؛ و همانگونه كه تختنشينان اموى معرفى گشتند ، يكى ناتوان و ديگرى نادان و سومى ستمگر و بقيه دائمالخمر و يا عياش بودند ! » « 2 » همچنين نبايد از رفتار زشت امويان در ناسزاگويى به امام على و فرزندانش بر روى منبر مساجد غفلت كرد و اما تنها خليفه عادل اموى ، عمر بن عبدالعزيز پس از آنكه در خلافت روشى نيكو و برجسته در پيش گرفت و به رفع ستمها از مردم و كوتاه كردن دست فرمانداران و اعيان و درباريان از تاراج و غارت همت گماشت ، به
هامش
( 1 ) . نك : ملوكالعرب ، امينالريحانى ، ج 2 ، ص 206 ؛ و كتاب النكبات ، همو ، ص 264 و 70 .
( 2 ) . همان .