اضافه بر اين ، برخى از انسانها نيز بهگونهاى دور از شرافت انسانى ، به خوشبختى و سعادت دست مىيابند . گاه نيز سعادت آنها با آزار و اذيت ديگران همراه مىشود و با آنكه به اين امر واقف هستند ، با اين حال دست از كار خود نمىشويند و خود را خوشبخت مىپندارند ! اما « خير » متفاوت از سعادت ، بلكه اصل و منشأ آن است . در حقيقت ، خير همان سعادت با شرط سعادتمندى همه مردم است و خشنودى و رضايت از ناحيه بدنى ، عقلى و روانى مىباشد . بنابراين ، امام على بسيار از اين واژه در دعوت پرحرارت خويش بهسوى هر آنچه كه شأن انسانى را بيفزايد ، استفاده مىكرد و بر پايهء همين تفاوت ميان سعادت و خير است كه برنامه و طرح عظيم اخلاقى خود را تكميل مىكند .
در فصل آينده ، به بخشى از سخنان دلنشين امام اشاره خواهد شد ؛ سخنانى كه باقى و جاودان خواهند ماند تا زمانى كه انسان نيكوكارى وجود داشته باشد . اين سخنان از چشمه جوشان امام ، « نهج البلاغه » اقتباس و گرفته شده و اداى دينى است به شخصيت بزرگوار آن حضرت و جبران كاستىها و ناگفتههاى اين بحث درباره فضايل او خواهد بود . اين سخنان ، مجموعهاى هستند كه روش و منهجى در اخلاق نيكو ، آمال و آرزوهاى بزرگ و پالايش والاى انسانى را پايه مىنهند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 402
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٠٢