سفارشهاى پيامبران ، معنايى عميق و هدفى و الا داشت و از حرارت عاطفى لبريز بود . امام مىخواست كه سفارشهايش چونان دژى استوار نگهدارنده اخلاق عمومى و عواطف انسانى باشد و كردارهاى سودمند بر پايهء نقاط مثبت عقل و وجدان گردآيند .
بر اساس همين اعتماد به وجدان انسانى و تقويت و تحكيم كارهاى نيك و باارزش است كه در پايان هر حساب و عتابى ، ديدهبانى از خودشان بر نفسها و چشمانى بينا بر اعضا و جوارحشان برمىشمرد و مىفرمود :
اى بندگان خدا بدانيد كه از درون شما نگهبانانى بر شما گماشتهاند و ديدبانهايى از پيكرتان برگزيده و نگهبانان راستگويى كه اعمان شما را حفظ مىكنند و شماره نفسهاى شما را مىشمارند . « 1 » بر پايهء همين اطمينان به جوهره و وجدان انسانى و بزرگداشت زندگى و زندگان است كه انسانهاى عصر خويش را به اين مهم توجه مىداد و آگاه مىساخت كه زندگى درخورِ آزادى است و هيچ بندى را برنمىتابد و ماندن در گاهواره ديروز بر قامت آن شايسته نيست . پس بر آنان است كه چنگ در غل و زنجير آن نهنند كه در اين صورت زندگى به كام آنان ناگوار آيد و رو به نابودى بگذارد .
زندگى زيبا ، همراه باكرامت و آزادى است و از قوانين و سنن خاص خود برخوردار است و نه آنگونه كه بدخواهان مىپسندند . همواره در حال پوست انداختن و پيشرفت است و هرگز نوسازى و پيشرفت را به چيز ديگرى ترجيح نمىدهد .
ايمان و اطمينان او در زندگى بىنظير بود . به شدت اعتقاد داشت كه زندگان با همراهى كردن با قوانين زندگى ، توانايى اصلاح و تغيير خود را با همراهى كردن با
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 157 .