قوانين زندگى دارند و با همين اتّكايى كه به زندگى و ايمانى كه به زندگان داشت ، خطاب به مردم دوران خود فرمود : « فرزندان خود را به نمونهگيرى از خود وادار نسازيد ؛ چه آنها براى زمانى غير از زمان شما آفريده شدهاند . »
اگر او نسبت به زيبايىهاى زندگى و توانايى انسان در پيشرفت بهسوى نيكى ، خوشبين نبود ، چنين سخنى را بر زبان نمىراند ؛ چه اين سخن ، خلاصهء دانش و آگاهى او به توسعه و تكامل زندگى است و اينكه انسان استعداد و نيروهايى دارد كه با پيشرفت زندگى تغيير مىيابد . همچنين اين سخن چكيده و برگزيده روش تربيتى سالم ، از ديدگاه او را نشان مىدهد .
براى تكميل و اتمام اين موضوع ، ناگزير بايد اشارهاى به ديدگاه عميق امام درمورد گرايشها و تمايلات بشرى براى زيستن همه ، همه انسانها ، در رفاه بيان كرد .
اگر نگاهى به آثار اغلب انديشمندانى كه مشكلات و مسائل مردم را مورد اتهام خود قرار دادهاند بنماييم ، متوجه خواهيم شد واژهء « سعادت » در همه آثارشان تكرار مىشود و مفاد و مضمون آن ، محور پژوهشهايشان بوده و هدفى است كه بهسوى آن ره مىپيمايند .
امام على ، واژه ديگرى جايگزين آن كرد كه از گسترهاى وسيعتر و معنايى عميقتر و افقى دوردستتر و منزلتى بالاتر در توصيف ماهيت وطبيعت بشرى برخوردار است . امام بهجاى واژه سعادت از واژه « خير » « 1 » استفاده نمود و قلبها را به آن توجه داد . آنچه از معناى « سعادت » برمىآيد ، به حيطهء فردى محدود مىشود ؛ در حالىكه واژه « خير » ، به چنين عرصهاى منحصر نيست . بر اين اساس ، خير معنايى وسيعتر داشته و سعادت را نيز دربرمىگيرد .
هامش
( 1 ) . بهترين معادل واژه خير ، نيكويى و خوبى است . اين واژه بيشتر در معنايى مقابل شر بهكار مىرود . در بسيارى ازموارد نيز در تركيبى همراه با واژه بركت بهعنوان معنايى معادل آن بهكار رفته است . تركيب « خير من » نيز بهمعناى « بهتر از » استفاده شده است . م