تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
دنيا و اهل آن مىگفت : همانا دنياپرستان چونان سگ‌هاى درنده ، عوعوكنان ، براى دريدن صيد درشتابند ، برخى به برخى ديگر هجوم مىآورند ، و نيرومندشان ، ناتوان را مىخورد ، و بزرگ‌ترها كوچك‌ترها را . « 1 » امام اين گونه سخن مىگفت ، چرا كه رنج و زخم بىشمار از خيانت پيمان‌شكنان و نامردى تبه‌كاران ديده بود . در حقيقت امام با اين گونه توبيخ‌هاى دردآور ، كسانى را ترجيح مىداد كه تبهكار و خيانت پيشه نبودند و چونان سگ پارس نكرده ، مانند حيوانات وحشى درنده‌خو نبودند . . . نيرومندى نبودند كه ناتوان را بخورد يا بزرگ‌ترى كه به كوچك‌تر قهر بگيرد . اين گونه سخن مىگفت و سپس به جنگ درّندگان وحشى و نيرومندهاى ستم‌كار و بزرگ‌ترهاى بيدادگر مىرفت . درست مانند پزشكى كه با گذشت از سلامتى جان و روح خود ، به نبرد با ميكرب‌ها مىرود ؛ با اين تفاوت كه امام زندگى خود را فدا كرد ، تا شايد نجات و رستگارى - / بر همگان - / پديد آيد . بنابراين ، امام على همانى است كه زندگى را بزرگ مىشمارد و والاترين موجودى است كه خداوند آفريده است . به انسان‌ها احترام مىگذارد : زيباترين نمونه‌ها در اين زندگى ، اطمينانى عميق به وجدان انسانى داشت . نسبت به انسان‌ها خوش‌بين بود و آنان را چنان كه مىبايست ، آزاده مىخواست . اگر اين اعتماد و خوش‌بينى به مردم نبود ، رفتار امام با مردم متفاوت مىبود و هيچ گاه نمىگفت : « شايسته نيست به سخنى كه از دهان كسى خارج مىشود ، گمان بد ببرى ، اگر مىتوان براى آن برداشت نيكويى يافت . » هم‌چنين در سفارش‌هايش ، وجدان فردى و گروهى مردم را مورد خطاب قرار نمىداد . سخنان امام مانند
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه ، نامه 31 .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 399 | جورج جرداق / خسرو شاهى