دهان كسى خارج مىشود ، گمان بد ببرى ، اگر مىتوان براى آن برداشت نيكويى يافت . » « 1 » پژوهشگرانى كه در زمينه شخصيت امام على مطالعه كردهاند ، به اشتباه گمان بردهاند كه امام على گاه مردم را به شدت مىآزرد و ملامت مىكرد . آنها نسبت به اين عقيدهء خود ، به سخنانى از او احتجاج كردهاند كه در آنها انسانهاى عصر خويش را با سختى و درشتى مورد تهاجم قرار داده است . اما آنچه كه ما در مطالعات خود به آن رسيديم ، خلاف اين سخن را نشان مىدهد :
گفته شد كه امام على هيچ گاه اعتماد و اطمينانش به انسان را از دست نداد ؛ هرچند در برخى شرايط به افرادى خاص اطمينان نكرد . هر كس كه با تاب و تحمل امام بر درشتىهاى مردم آشنا بوده ، و پايدارى شگفت وى در تحمل سختىهاى ناشى از نقض عهد و خيانت و تبهكارى بسيارى از دوستان و دشمنانش را بشناسد و در مقابل ، از رفتار به نهايت دوستانه و محبتآميز امام با آنان باخبر باشد ؛ چنين فردى حتماً از خوشبينى فراوان امام به حقيقت و فطرت انسانى خبر دارد ؛ فطرتى كه جامعه در مواردى آن را به بيراهه مىكشاند .
درست است كه از امام سخنانى در مذمت و نكوهش خيانتكنندگان و پيمانشكنان و ستمگران وجود دارد ، اما در تمام اين موارد ، اقرار و تصديق ضمنى امام به امكان تغيير و اصلاح انسان - هر چند مدت زمان زيادى در گمراهى بوده باشد - يافت مىشود . انسان خوشبين ، همانگونه كه بدكار را بازمىدارد ، به نيكوكار نيز پاداش مىدهد ؛ به اميد آنكه كژىهاى اخلاقى و عقيدتى راست گردند . اگر امام چنين اميدى نداشت ، امكان نداشت به درشتىهاى روزگار كه بدكاران بر او روا داشتند ، تاب بياورد . او همانى بود كه در برابر سختىها و مشقتها بردبارى نشان مىداد و دربارهء
هامش
( 1 ) . همان ، حكمت 360 .