تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
مردم ، تسليم بدون عصيان و طرد قهر انقلابى ، در قبال تجاوزكاران است ، يا دروغ مىگويد و يا از حقيقت مسئله آگاه نيست . پس بدون شك و ترديد ، مهر و عاطفه انسانى ، اگر وجود داشته باشد ، تو را وادار مىسازد بر ضد ستم‌كار به‌پا خيزى تا انسان‌هايى را كه دوست مىدارى ، از قيد و بند رها سازى ، و همين عاطفه و مهر و دوستى ، در بعضى اوقات ، تو را مجبور به اعمال زور مىنمايد . انسان به‌همان اندازه كه زيبايى را دوست دارد ، از زشتى متنفر است و به‌همان مقدارى كه خواستار عدالت است ، از جور و ستم فرار مىكند ، و به آن اندازه كه از گرمى هستى و وجود به نشاط مىآيد ، از سردى عدم مىترسد و مىلرزد ، و گام‌هاى وى ، او را از پستى و بلندى زمين‌ها و بيابان‌ها و كوه‌ها و صخره‌ها نمىگذرانند ، مگر آن‌كه به‌ديار محبت و جهان دوستىها برسد . و البته آن كسى كه از زشتى دورى نكند ، به زيبايى روى نخواهد كرد . * * * اينك ، دليل ديگرى براى اتحاد و پيوند ذاتى و اصيل مهر و عاطفه با عصيان و زور ، در نهاد امام على و به‌خاطر بر طرف ساختن هرگونه ظلم و ستمى : « سوده » دختر عمارة همدانى نقل كرده كه به‌نزد على آمد ، تا از مردى كه متصدى جمع ماليات از طرف على بود ، شكايت كند . على با كمال نرمش و مهر از او پرسيد : آيا كارى دارى ؟ سوده شكايت خود را مطرح ساخت و على تا آن را شنيد ، گريه كرد و سپس گفت : خداوندا ! من به آنان دستور ستم بر مردم و ترك حق تو را نداده‌ام و سپس ورقه‌اى از جيب خود درآورد و در آن چنين نوشت : . . . پيمانه و ترازوى خود را درست كنيد و كم‌فروشى و تقلب ننماييد و در زمين فساد برپا نسازيد . چون اين نامه من به‌دست تو رسيد ، آنچه را كه در تحت اختيار دارى ، حفظ كن تا كسى بيايد كه آن را از تو تحويل بگيرد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 346 | جورج جرداق / خسرو شاهى