غذا ادامه مىدهد ، گويى كه هيچ اتفاقى رخ نداده است « 1 » . او اين كار را بههمان سادگى انجام مىدهد كه غلام خود را صدا كرده و به او بگويد : غلام ! براى ما آب خنك بياور ! و همينطور نرون ، روم را بهآتش مىكشد و خود باده مىنوشد و به شعر و آواز و صداى دايره گوش مىدهد !
و به همين ترتيب ، پايدارى گروه ديگر را در مبارزه با ظلم و استبداد مىتوان توجيه و تفسير كرد كه بدون مبارزه ، ادامهء زندگى برايشان دشوار بود ؛ تا آنجا كه سقراط جام شوكران را چون دارويى سرمىكشد ، تا پايدارى خود را در اين راه ثابت كند . و همچنين ولتر با نيرومندترين فرد اروپا در زمان خود مىجنگد و گويا كه او خودبهخود بهسوى اين كار رفته است . چنانكه تشنه بهسوى آب و گرسنه بهسراغ نان مىرود و همچنين ياران حسين بن على در كنار وى مىايستند در حالى كه او تنها در برابر نيروهاى بنىاميه كه بر ضد شخص او بسيج شده بودند ايستاده و آماده نبرد بود و به او مىگويند : « ما با تو مىميريم » !
پرچمدار و پيشرو اين گروه بزرگ از فرزندان بشريت ، على بن ابىطالب بود و چنانكه خود مىگويد ، رسالتش اين بود كه حقى را برپا دارد و باطلى را از بين ببرد ، و برنامهء حكومتش نيز همين بود ، ولى دنيا در قبال اين برنامه و اصول ، از حقيقت بسى بهدور بود و ستمكاران دوران وى هم از لحاظ عده فزونتر و از لحاظ قدرت بيشتر بودند .
نه ستمگر و نه ستمكش !
اين بود اراده و خواست على بن ابىطالب ، ولى زمان او ، اين را نمىپذيرفت و در
هامش
( 1 ) . در جنگ داخلى لبنان ، مسيحيان فالانژيست در پشتبام آپارتمانها موضع گرفته و هر جنبندهاى را كه در خيابانمىديدند ، با يك تير ، بهقتل مىرسانيدند و براى اين كار ، از رهبران خود جايزه مىگرفتند ! . . . اين وحشىگرى در هيچ كجاى دنيا سابقه نداشت و با منطق هيچ جنگى هم سازگار نبود . . . م