مىبرند ، در حقيقت خود ، سختگيرى بر شكلها و رنگهاى گوناگون استبداد است .
رغبت و ميل عميق وى به دستگيرى و مراعات عادلانه از بينوايان - كه آنها نيز بشر آفريده شدهاند و فقط در جامعه درهم ريخته و نابسامان ، ناچيز پنداشته مىشوند - و اصرار وى به آزادى كسانى كه به بردگى كشانده شدهاند ، در حالى كه خداوند آنها را هم آزاد آفريده است و ذلت و پستى آنان موجب پستى و زبونى خود انسانيت مىگردد ، اين رغبت و ميل و اصرار ، خواستار سختگيرى و فشار بر كسانى است كه مردم را خوار و زبون ساختهاند .
اگر در آنچه كه ما تا بهحال خوانديم ، ديديم كه يارى و كمك امام به نيازمندان كمك و يارى به ستمديدگان است و اگر در آنچه كه ما تاكنون ديديم ، فهميديم كه خشم امام بر دشمنان جامعه و انسانيت و آنهايى كه از هدايت وجدان بهدورند ، خشم بر ستمكاران است ، اين نبايد باعث شود ما از منطق و روش صريح و روشن على بن ابىطالب درباره ستم و ستمكاران صرفنظر كنيم ، زيرا دربارهء ظلم و ستم ، نص صريحى وجود دارد كه شامل همه شكلهاى آن از قبيل احتكار ، استثمار ، هتك حرمت و پستشمردن مردم مىگردد و به كوچكترين زواياى اين نواقص ، خواه آشكار باشد يا پنهان ، اشاره مىنمايد . و در هر صورت ، ظلم و ستم ، از كلماتى است كه در هر خطبه و وصيت و عهدنامه امام ، سخنى درباره آنها يافت مىشود . و انقلاب وى نيز روح و مفهوم آن را مورد حمله قرار مىدهد و زبان و بيان او هم بهشدت آن را كوبيده و به آن لعنت مىفرستد .
و از همينجا ضرورى بهنظر آمد فصل جداگانهاى دربارهء روش و موقف على با ستم و ستمگران و تجاوزكاران تبهكار و مفسد بياوريم كه على بن ابىطالب بهخاطر حفظ همگان از غضب و غارت و ستم آنان ، در وجدان خود و با زبان و قانون و شمشيرش ، در پيكار با آنها سستى نورزيد .
مبارزه با ظلم و ستم ، در تاريخ انسانيت از بدوِ خلقت ، همواره وجود داشته
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 341
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٤١