تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
نيست كه در هر صورت بايد تسليم شد و خاضع گرديد . و اين موضوع هرگز به معناى فرار از مسئوليت و آزادگذاشتن تبهكاران نيست . جنگ خود به‌خود چيز زشتى نيست ، بلكه به‌خاطر آن زشت است كه موجب بدى و آزار مىگردد . و صلح هم به آن جهت نيكو و دوست داشتنى است كه براى مردم امكاناتى به‌وجود مىآورد كه آسوده خاطر باشند و در ايجاد جامعه بهتر بكوشند و به آن علت نيكو است كه در مقابل انسان ، راه‌هاى زندگى سالم‌تر و وسيع‌تر را مىگشايد . گاهى ، در بعضى از رژيم‌ها و قوانين ، زشتى و تجاوز به آن مرحله مىرسد كه مىخواهد وضعيت بينوا را منكوب سازد و بر اكثريت توده ستم نمايد و صلح و آرامش را فقط براى خود مىخواهد ، تا دست زندگى نو ، بر محيط جامدى كه او ساخته است ، نرسد كه آن را دگرگون سازد و نظام بهترى به‌جاى آن بگذارد . در اين صورت ، آيا براى نابودى اين جمود و از بين‌بردن هواداران آن ، راهى بهتر از جنگ وجود دارد ؟ و گاهى زشتى و بدى در بعضى از افراد - يا طبقات - به‌جايى مىرسد كه مىخواهند زندگى و زمين فقط براى استفاده آنان باشد و زندگى مردم تباه گردد و افراد بشر بردگانى بيش نباشند و صلح را هم براى خودشان مىخواهند كه دست‌حق به‌سوى آنان دراز نشود تا خط بطلان بر وجودشان بكشد و سايهء شوم و كشندهء آنان را از سر مردم كوتاه سازد و چهرهء دنيا را دگرگون كند و در اين‌صورت ، آيا راهى بهتر از نبرد به‌خاطر از بين‌بردن اين نظام طبقاتى غلط و اين گروه بىارج وجود دارد ؟ اگر براى هر يك از جنگ و صلح ، ارزش ذاتى و مطلقى وجود داشت ، همه انقلاب‌هايى كه ملت‌هاى جهان بر ضد تجاوزكاران و استثمارگران برپا داشته‌اند ، گناه و شر و بدى به‌شمار مىآمد و در قبال آن ، تسليم به اراده عياشان و مفت‌خواران و قيصرهاى تبهكار نيكى و خير و بركت بود . ولى حقيقت آن است كه نيكى و خير كامل در آن چيزى نهفته است كه موجب