مسئله از اين قرار باشد ، ارزش جنگ به هر حسابى كه ارزيابى كنيد ، چگونه خواهد بود ؟ جنگ بدون شك جامع پستىهاست :
براى آنكه جنگ اگر روى آورد ، موجب دگرگونى گردد » يعنى مقام باطل بالا رود و صداى حق پايين مىآيد و خاموش مىشود ! و اگر صلح همان حق باشد ، در آن صورت : « آن كس كه بر حق تجاوز كند ، ايمان خود را از دست مىدهد !
اين اساس نظريهء على درباره جنگ است ، و البته هيچ جاى تعجب و شگفتى نيست ، زيرا با ايمان عميق وى به آزادى و اعتماد او به انسان مناسبت دارد و با احترام عميق او به زندگى و زندگان و كارهاى نيك و سودمند سازگار است ؛ و او بههمين جهت است كه در بعضى از اوقات به اين اكتفا مىكند كه به اصحاب و ياران خود بگويد : « براى دشمنان شما همين كافى است كه از راه راست بهسوى گمراهى رفتهاند » و اين بهخاطر آن بود كه از فتنه و آشوب جلوگيرى كند و مردم را به صلح بخواند .
و براى همين است كه او از خطاكار بد عمل مىخواهد براى از بينبردن عوامل كشتار و جنگ ، از آنچه انجام داده ، پوزش بخواهد و به كسى كه مورد بدى واقع شده ، امر مىكند كه عذر وى را بپذيرد ولو آنكه گناه وى در حق او ، بزرگ باشد و مىگويد :
« عذر آن كس را كه پوزش مىخواهد ، بپذير » ! و « با انديشه خود ، با هواى نفس خود مبارزه كن تا دوستى و مهربانى بر تو روى آورد » و او به همين علت در پيروان خود صفتى بهتر و قابل تقديرتر از آن نمىبيند كه به صلح روى آورده و از جنگ دورى جويند و سلامتى و آسايش را براى خود و ديگران بخواهند و در اين زمينه كه چگونه بايد باشند ، مىگويد :
پيروان ما اگر خشمناك شوند ، ستم نمىكنند ، اين براى همسايگان سودمند است و بر آنهايى كه معاشرت دارند ، آرامش مىبخشند .
* * * البته اين شدت و اصرار در تنفر و بيزارى از جنگ و دعوت به صلح ، به آن معنا
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 326
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٢٦