احترام انسان مىكاهد و قيام بر ضد عقل و وجدان و درستىها و ارزش زندگى ، در نزد شخص پيروزمند و پستى و زبونى و خوارى و هدررفتن خون و زندگى ، در طرف مغلوب است ، و در مذهب على « آنكس كه با شر و بدى پيروز گردد ، در واقع شكست خورده است » و البته هيچ چيزى زشتتر و بدتر از كشتار و خونريزى نيست .
على ، هميشه چپاولها و غارتها ، تاراجها و شبيخونها را كه از مظاهر جنگ در ميان قبيلههاى جاهليت پيش از اسلام بود ، در جرگه كارهاى زشت و ضدانسانى ديگر مىشمارد . اصولًا چپاولگرى و پرستش بتها و زندهبهگور ساختن دختران ، از نظر وى از يك منبع بهوجود مىآيند . و علاوه بر آن ، نمودار روشنى از نادانى است و در هر صورتى كه جلوهگر شود بسيار زشت و ناهنجار است . على مىگويد : « در نادانىها فرورفته بودند ، و به زندهبهگوركردن دختران و پرستش بتها و تاراج و غارتگرى مشغول بودند » .
او تا آنجا جنگ را محكوم كرده و آن را تقبيح مىنمود كه حتى از تنگترين و محدودترين راههاى آن كه دعوت به مبارزه و نبرد بود ، نهى مىكرد و مىگفت : « هرگز كسى را بهمبارزه نخوانيد » . و شايد آنكس كه دربارهء على به مطالعه بپردازد ، مىبيند او بسيارى از اخلاق مردم و كارهاى دنيا را تقبيح مىكند . نخستين چيزى را كه در اخلاق بد مىشمارد و آن را سرزنش مىكند ، تمايل به آشوب و كشتار و خونريزى است ، و از كارهاى دنيا ، در نظر وى چيزى زشتتر از جنگ نبود و او را ناراحت نمىساخت و آنگاه كه مىخواهد بدىهاى دنيا را بگويد ، مىگويد : « دنيا ، خانه جنگ و چپاول و غارتگرى است » !
جنگ به همان اندازه كه موجب از بين رفتن حق است ، باعث تقويت باطل نيز مىگردد و آن را زنده نگه مىدارد . در مذهب على ، آسمان و زمين براساس حق بهوجود آمده و بر پايهء حقيقت استوارند . و « حق » عامل برترى انسان و پايدارى جامعه و سعادت دنيا مىگردد ، ولى باطل ، جامع همهء زشتىها و پستىهاست . و اگر
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 325
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٢٥