است پست و بىارج ! و هر عملى كه مىگويد در راه خدمت به زندگى است و آنگاه زندگان را در زير آهن و آتش و زير سم ستوران نابود مىسازد و از بين مىبرد ، عملى است بىنتيجه و ضد انسانى . و هر بينشى دربارهء زندگى و وضع انسان كه به برادرى - در ميان افراد بشرى كه با هم برادرند - دعوت نكند ، بينشى است ناقص و نظريهاى است كوتاه !
چه بىارج و كمقدر است گفتهها ، كارها و بينشها ، در آن ساعت كه نهرها با خون پر مىشوند و باغها به بيابانها و خانهها بهويرانهها تبديل مىگردند . و چه بىفايده و ناتوان است سخنها و كارها و بينشها ، در آنهنگام كه انسان را مانند كاه در سير تندباد به آسمان مىبرد و در كام جنگ مىافكند تا او را بسوزاند و خاكستر كند ، و ناگهان زيبايىها و آرزوهاى زندگى به عدم و نابودى مىگرايد و بوم بر ويرانهها و خرابىهاى آبادى آن فرود مىآيد و براى خود لانه مىسازد !
اگر جنگ ، مرگ و نيستى است ، پس فقط صلح راه نجات است . وانگهى صلح هدفى است كه به آرمانهاى ديگرى مىرسد : صلح حالتى است كه فرزندان انسانيت واحد در پرتو آن امكان مىيابند كه همهء مواهب و نيروهاى خود را بهكار ببرند ، و در كوششهاى يگانه خود همكارى و تعاون داشته باشند ، تا به تدريج به آرزوهاى مشترك و واحد خود برسند .
على بن ابىطالب كه افكار و روشهاى او در هر موضوع و ميدانى ، مانند شاخههاى ناشى از يك ريشه ، وحدت و هماهنگى دارند ، بهخوبى مىداند كه صلح ديوار بزرگ و دژ مستحكمى است كه انسان را از هر گزندى مصون و محفوظ مىدارد .
على بن ابىطالب مردم را مخاطب قرار داده و مىگويد : « خداوند شما را بيهوده خلق نكرده است » پس از نظر على ، خداوند مردم را براى چه آفريده است ؟ او خود به اين سؤال ، پاسخ داده و مىگويد : « خداوند شما را پناهگاهى در روى زمين و آرامش و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 323
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٢٣