چهارپايى را كه با آن بهكار مشغولند از دستشان نگيريد و بر احدى بهخاطر يك درهم تازيانه مزنيد و بر روى دوپايش نگهنداريد . و هيچ چيز از اثاث زندگى آنان را بهفروش نرسانيد ، زيرا برنامه ما آن است كه با گذشت و اغماض از مردم ماليات بگيريم ! و سعى تو در آبادانى زمين ، بيشتر از فكر جمعآورى ماليات باشد !
* * * على ، حقيقت بزرگى را كه عامل اصلى پيدايش اختلاف طبقاتى و تكوين جامعه طبقاتى است ، بهخوبى درك كرد و آن را در آن دوران دور ، در قالب اين كلمات كوتاه و مختصر ريخت و بيان داشت - البته پس از آنكه آن را در بسيارى از عهدنامهها و وصيتهاى خود به تفصيل و توضيح كافى ، بيان داشته بود - آنجا كه گفت : « هيچ فقيرى گرسنه نمانده ، مگر در سايه آنكه ثروتمندى از حق او بهرهمند گشته است » !
اين حقيقتِ بزرگى است كه امروز رژيمهاى عدالتپيشه ، اساس روابط و پيوندهاى مادى بين مردم را برپايه آن استوار مىسازند و علىبن ابىطالب بيش از ده قرن پيش ، آن را بهخوبى دريافت و تا آنجا كه امكانات به او اجازه مىداد ، اصول و قواعد آن را تشريح كرد و استوار ساخت .
دوست من ج . ح . كه يكى از نويسندگان لبنانى است ، نقل مىكرد : در يكى از كشورهاى اروپايى كه در رهايى انسان از فقر و نيازمندى و بدبختىهاى ناشى از آن مىكوشد ، روزى به وزير فرهنگ آن كشور گفتم : ما عربها بيش از هزارسال پيش ، حقيقت و ماهيت جامعه طبقاتى را كه شما امروز در راه فهميدن چگونگى آن كار مىكنيد ، فهميدهايم ! وزير اروپايى به من گفت : چطور آن را فهميدهايد ؟ گفتم بيش از دهقرن پيش علىبن ابىطالب گفت : « من هيچ نعمت فراوانى را نديدم ، مگر آنكه در كنار آن حقى ضايع و پايمال شده است » . وزير اروپايى به من گفت : پس ما بر شما برترى و فضيلت داريم ! گفتم : چرا و چگونه ؟ گفت : براى آنكه مردى از شما اين حقيقت را در ده قرن پيش كشف كرده ، ولى شما هنوز در يك وضع اجتماعى آميخته
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 308
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٠٨