اقدام كند و همانگونه كه بر ديگران عدالت روا مىدارد ، بر آنان نيز روا بدارد . و اين حق فرد برعهده جامعه است ، نه منت و عطف نظرى از جانب آن ! و يك وظيفهء حتمى است نه تفضل و احسانى بر آن و البته مسئوليت بر پاداشتن اين حق ، برعهدهء دولت و نمايندگان آن است . امام على مىفرمايد : « اين گروه از مردم ، بيشتر از ديگران نيازمند عدالت هستند و بايد بر كودكان يتيم و سالخوردگانى كه قادر به انجام كارى نيستند ، رسيدگى كرد » . و اگر على بر اين اصل اجتماعى خود نام « بيمه اجتماعى » ننهاده ، آيا ما نمىبينيم كه او در درك اين ضرورت اجتماعى ، بر هزاران متفكر غربى سبقت يافته است ؟
و آيا ما نمىبينيم او اقدام به اين كار را يكى از وظايف دولت قرار داده و به احسان و تفضل نيكوكاران يا باران رحمت غيرتمندان واگذار نكرده كه دامى از دامهاى رياكاران و منافقان گردد ؟ ! زيرا على فقر را مرگ بزرگ و فقير را در شهر خود غريب مىداند و نمىخواهد فقر و گرسنگى را به قيمت منت و احسان و لطف دروغين حاكم ، يا به قيمت ذلت و خوارى و خضوع محكوم از بين ببرد و به همين جهت ، و براى بزرگداشت شرف انسانى ، اين حقيقت را بيان مىكند : « گرسنگى بهتر از زبونى خضوع است » و بر انسان است كه حق خود را دريابد در حالى كه نفس او در آرامش و سلامتى است ، زيرا « بدترين فقرها ، فقر شخصيت است » !
* * * از جمله مواردى كه در رفع نيازمندى مردم اهميت فراوان دارد ، همين نكتهء ساده است كه على خود به آن مىپردازد ، در صورتىكه فرمانداران اشراف دوران عثمان اهميتى براى آن قائل نبودند و بسيارى از حكومتهاى جهان غربى امروز نيز به آن به دو جهت توجهى نمىكنند : از جهتى براى آنكه اين موضوع كوچك و بىارزش است و از جهت ديگر براى آنكه آنان به اصطلاح به سياستهاى عالىتر و كارهاى بزرگترى اشتغال دارند !
اما همين نكتهء « ساده » در نظر على آنقدرها هم ساده نبود ، زيرا على خود واقعاً
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 305
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٠٥