سالم است . از اينجا بود كه او مسئله مساوات در حقوق را بهشكل يك قانون درآورد و آنگاه در پرتو همين قانون ، چنين مقرر داشت كه مردم نيازمند ، در اموال عمومى از كسانى كه در اسلام سابقه دارند ، بايد جلوتر باشند و به دريافت آن سزاوارترند . او مىگويد : خود « نيازمندى » واقعى در اين موضوع ، همانند « كوشش و كار سودمند » بوده و مجوز بهدستآوردن مال از بيتالمال وتملك زمين است .
دستورها و وصيتهاى امام پىدرپى بر كارگزاران و فرمانداران وى در سراسر كشور صادر مىگرديد و در همهء آنها اوامر مؤكدى بود براى رفع ستم و عدم دريافت ماليات از مردم نيازمند . . . بلكه از نظر على ، بايد آنها را يارى كرد تا از خيرات و منافع زمين بهرهمند شوند . و در قبال اين ، دستور مىداد مالياتها را از ثروتمندان و توانگران بستانند تا بيتالمال عمومى افزون شود و اجراى مساوات بين توده مردم ، امكانپذيرتر و عملىتر گردد .
امروز ، در عصر اعلاميه حقوق بشر در نظر ما بسيار كوچك مىآيد كه ببينيم حكومتهاى سعادتمند مشرق زمين - كه در خوشبختى يگانه هستند ! - با وضع مالياتهاى گوناگون ، بار سنگين خود را بر دوش توده نيازمند مىگذارند و از قوت ضرورى آنان ، و از خون و شيره جان آنان ، با تهديد و ستم مىدزدند و زندگى محقرشان را حراج مىكنند و همه كارهاى ديگرى را كه مربوط به دورانهاى فرعونى و قلدرى و خاقانى است انجام مىدهند . در صورتى كه ما مىدانيم اين حكومتها ، چيزى از حقيقت اين تودهاى را كه مىخواهند آن را بچاپند و غارت كنند ، نمىشناسند و حقوق انسانى آن را به رسميت نشناختهاند و در رفع نيازمندى آن نكوشيدهاند كه در قبال اين كوششهاى قابل تقدير بتوانند مالياتى دريافت كنند .
و در نظر ما ، علىبن ابىطالب چقدر بزرگ است ، در آن هنگام كه به همه فرمانداران خود - كه هميشه بر كار آنان نظارت داشت - چنين مىگويد :
بهخاطر ماليات ، لباس تابستانى و زمستانى مردم و رزقى را كه مىخورند نفروشيد و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 307
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٠٧