كردهاند ، هركس كه بخواهد كار كند ، او را بهكار دار و نهر بايد از آنِ كسانى باشد كه كار كردهاند نه كسانى كه در آن شركت ننمودهاند . و البته من دوست دارم كه آنان آباد كنند و نيرو يابند ، نه آنكه ضعيف گردند . والسلام .
مجبورساختن افراد براى انجام يك كار ، ولو آنكه خود مردم به آن راضى باشند ، از نظر على صحيح نيست ، بلكه قاعده و قانون همان كار آزادانه است . على مىگويد :
« شما مأمور به انجام كار هستيد » . و در نهر هم فقط كسانى نصيب و سهم دارند كه در آن كار كردهاند ، و البته آنهايى كه آن كار را دوست ندارند نبايد به آن مجبور شوند . كار آزادانه و با ميل ، نه كار اجبارى مسألهاى است كه علىبن ابىطالب در هر موقعيتى از آن دفاع مىكند . يكجا با اشاره و در جاى ديگر بهطور صريح و آشكار از آن هوادارى مىنمايد ، و اين سخن صريح در زمينهء كار ، از دستورهاى اوست : « البته شما بايد با ميل و اختيار كار كنيد » !
و با اين نظريه عميق نسبت به وضع كار و كارگر ، على توانست كه در بيش از هزارسال پيش ، بر متفكران امروز غرب سبقت يابد . على اين نظريه خود را چنان برپايه عدل و داد بنا نهاده كه استوارتر و خردمندتر از آن متصور نيست . او مردم را به انجام كارى - ولو آنكه سودمند باشد - مجبور نمىسازد ، زيرا « اجبار » از ارزش انسانيت مىكاهد و توهين به « آزادى » هاى خصوصى و به خود « كار » است كه شرايط آن با اجبار و اكراه كامل نمىشود . ولى او از يك نظر ديگر ، آنان را بهسوى كار سوق مىدهد و منافع اين كار را فقط بهره كسانى قرار مىدهد كه در آن كار شركت داشتهاند :
« نهر از آن كسانى است كه در آن بهكار پرداختهاند ، نه آنكسانى كه در آن كار شركت نكردهاند » .
و بدينترتيب بايد پرسيد : آيا اين نظريه يكى از پايههاى اصولى و بنيادين نظريههاى ارزشمند قرن بيستم نيست ؟ بنابراين ، همه حق دارند كه كار كنند ، و در اينجا كوچك و بزرگى نيست مگر با توجه به كارى كه انجام مىدهند و هركسى هم
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 303
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٠٣