سست گشته و بهكار نمىپردازند و حال خودشان نيز تباه مىگردد و ديگران هم نمىتوانند از آن استفاده كنند ، ولى اگر بدانند كه نتيجه كوشش و كار آنان به فرزندانشان و سپس به بيتالمال عمومى خواهد رفت كه هدفى جز تأمين مصالح همگانى ندارد ، در اينصورت به كار و كوشش رغبت پيدا كرده و در آن ثابتقدم خواهند شد كه هم وضع خودشان رو به بهبود نهد و هم مال دولت افزون شود و وضع آن بهتر گردد .
در نظر على ، رضايت و خشنودى ملت در اين زمينه ، يگانه مقياس براى بهبود جامعه و وضع حاكم است . زورگويى و ستم ، ناشى از عدم تدبير حاكم است . على مىفرمايد :
بهترين چشمروشنى فرمانداران ، برقرارى عدالت در كشور و آشكارشدن دوستى ملت است . و بدون شك دوستى و مهر آنان ، وقتى ظاهر شود كه كينهاى در دل نداشته باشند و نيكخواهى آنان آنگاه روشن گردد كه دولتشان را بارى سنگين بر دوش خود نبينند .
براى تقديس هرگونه كار و عملى و بهخاطر وضع حدودى محكم درقبال بطالت و تنپرورى و مانعشدن از كار ، على مقرر داشت اساس برترى بعضى از مردم بر بعضى ديگر ، فقط كار باشد ، نه حسب و نسب موروثى و نه آقايى ساختگى . چنانكه گفت : پاداش هركسى در قبال كارى است كه انجام مىدهد و در اين باره چنان سخت گرفت كه معروف شد على ياور هركسى است كه كار مىكند و دشمن آن كسى است كه به گدايى مىپردازد و كارى را كه بر او و بر توده مردم مفيد باشد ، انجام نمىدهد .
داستان او با برادرش عقيلبن ابىطالب كه آمده و بدون كوشش و كار سهم بيشترى از بيتالمال مىخواست و امام او را جواب رد داد ، معروف است . از نظر على دورترين اعمال به عدالت ، ندادن مزد كارگر و بخشيدن ثمرهء كار او به استثمارگر و در نتيجه تضييع حق اوست .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 301
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٠١