فرماندارى اصلاح نمىگردد و همچنين با سربهآسمانكشيدن كاخها و آپارتمانهايى كه در آنها ، خوشگذرانهايى چند به عيش و نوش مىپردازند و يا توانگران خودكامه بهسر مىبرند ، آباد نمىشود ، بلكه با كوشش پىگير كارگران و بهرهمندى همهء افراد توده از مواهب آن ، آباد و اصلاح مىگردد .
اگر ملت از وضع اقتصادى و از هيئت حاكمه خود راضى نباشد ، على بهشدت منع مىكند كه بهزور از آنان « خراج » گرفته شود . زيرا اصول جامعه و قوانين انسانى و مقياسهاى اخلاقى ، همگى بهطور قطع مىخواهند پرداخت ماليات از وضع نيكو و حالت گشايش باشد ، نه در وضع سختى و تنگدستى . و فرمانداران ، قبل از آنكه از مردم ماليات بگيرند ، بايد در بهترشدن وضع مردم بكوشند . على به مأموران ماليات مىگويد :
هرگز بهخاطر ماليات ، لباس تابستانى و زمستانى مردم را نفروشيد و رزقى را كه مىخورند از آنها نگيريد ، و چهارپايى را كه با آن به كار مشغولند ، از دستشان خارج نسازيد و هرگز بهخاطر يك درهم ، به احدى از آنان تازيانه مزنيد و ايستاده نگه نداريد و از اثاث زندگى آنان چيزى را نفروشيد ، زيرا روش ما آن است كه با گذشت و اغماض ماليات را از مردم بگيريم . و باز مىفرمايد : در مسئله خراج بايد چنان برسى كه موجب اصلاح مردم گردد ، زيرا مصلحت همگان در آن است و اگر كار مردم به صلاح نباشد ، كار ديگران نيز اصلاح نپذيرد !
اين نظريه دربارهء وضع زمين و چگونگى آبادى يا ويرانى آن ، و وابستگى مصلحت دولت به مصلحت كارگر و كشاورز كه از دوران صاحب آن قرنهاى طولانى گذشته است ، از نظر صحت و دقت ، آنچنان است كه امروز علوم اقتصادى و اجتماعى آن را كاملًا تأييد و تصديق مىكنند .
ولى بايد ديد چگونه به مردم امكان داده مىشود كه در آبادانى زمين بكوشند و از مواهب آن استفاده كنند و منابع آن را بيرون بكشند و از اين راه افراد و جماعات در
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 298
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٩٨