دارد كه در همهجاى نهجالبلاغه بهچشم مىخورد . و البته امام على از بيان آنها چنين قصد دارد كه اصولًا علل و عواملى را كه موجب تجمع اموال و تمركز ثروت مىگردند ، از بين ببرد - چنانكه در غير اين فصل به آنها اشاره شد - اموال و ثروتهايى كه نزديك بود بهطور انحصار در نزد گروه خاصى گرد آيد و « دست بهدست ثروتمندان بگردد » و گروههاى ديگر جامعه از آن محروم شوند .
على نمىخواست اين ثروتاندوزى كه درنتيجه كار و كوشش صحيح بهوجود نمىآيد ، در جامعه صالح و سالم پيدا شود و سرانجام به ايجاد دو طبقه متضاد برسد :
طبقه خوشگذرانهاى پرخور و عاطل و باطل كه به حساب تودهء فقير و محروم زندگى مىكنند و طبقه تنگدستهاى نيازمند و بدبخت كه كار مىكنند و رنج مىكشند ولى اميدى به غذا و پوشاك كافى ندارند ! و بدون شك اين وضع موجب سقوط اخلاقى فرد و توده مىگردد و درسايه همين سيستم طبقاتى ، بينوايان قربانى ثروتمندان مىگردند و زحمتكشان فداى تبهكاران بىعرضه مىشوند و اخلاق و خصلتهاى انسانى هم قربانى هردو طبقه مىگردد و آنگاه جامعه هم راه سقوط و انحطاط را مىپيمايد !
امام در توصيف و بيان گوشهاى از وضع مردم دوران خود چنين مىفرمايد :
چه بسا رنجبرى كه از ميان رفته و چهبسا زحمتكشى كه زيان برده است و شما در روزگارى واقع شدهايد كه خير و نيكويى به آن پشت كرده و شر و بدى به آن رو آورده و اهريمن در نابودى و تباهساختن مردم طمع افزوده است . به مردم هرجا كه خواهى نظرى كن ! آيا جز فقير و بينوايى كه از بىچيزى رنج مىبرد ، يا توانگرى كه بر نعمت خداوند كفران مىكند ، و يا بخيلى كه حق خداوند را نداده و در افزايش مال خود مىكوشد ، كس ديگرى خواهى ديد ؟ اين نيكوكاران و نيكان و آزادگان و شايستگان شما كجا رفتند ؟ و كجا هستند پرهيزكاران در داد و ستد و پاكيزگان در رفتار و كردار ؟
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 295
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٩٥