كار و كوشش به كسى مزد و پاداش ندهند و دارايى ملت را بهخواست و اراده خويش و تبار ، يا به اشاره دوست و عزيزى بذل و بخشش نكنند ، اما اگر حاكمى كه بيايد و تحقيق كند چه كسانى در روزگار سختى و بدبختى ملت خوشگذرانى مىكردهاند و به حساب آنها رسيدگى كند و از آنها بازخواست نمايد و آنچه را كه مال آنها نيست ، پس بگيرد ، حكايت از بينش وسيعتر وعميقتر وى در امور زندگى است و اينكه ايمان او به عدالت اجتماعى ، از آن نوع ايمانهايى نيست كه داشتن آن براى همه مقدور باشد ، بلكه ايمان او بر پايههاى يك عقل سرشار و شايسته استوار است كه زواياى امور و كارهاى زير پرده را هم بررسى مىكند و هيچوقت عرف و عصر و وضع مردم ، تأثيرى در او ندارد .
اگر سهم و حقوق هر كسى بايد در چهارچوب خدمت به مردم باشد ، بايد پرسيد :
حارث بن حكم در راه مردم چه خدمتى انجام داده بود تا سزاوار دريافت 200000 درهم از اموال ملت - بيتالمال - باشد كه در روز عروسى به او بخشيده شد ، مگر آنكه همين ازدواج او با دختر عثمان ، خود كوشش و خدمتى در راه مردم باشد ! « 1 »
هامش
( 1 ) . عثمان در دوران خلافت خود خيلى كارها از اين قبيل ، انجام داد :
ابن ابىالحديد در ج 1 ص 66 و 67 شرح نهجالبلاغه خود مىنويسد : « عثمان حكمبن عاص را پس از راندهشدن از دستگاه رسالت ، و راهنيافتن به تشكيلات خلافت ابوبكر و عمر ، برگرداند و 100000 درهم به وى بخشيد . فدك را كه فاطمه بهعنوان ارث پدرى مطالبه مىنمود ، بهاضافه 100000 درهم از بيتالمال ، به مروان داد . استفادهء تمام مسلمين از مراتع و چراگاههاى اطراف مدينه ممنوع شد و آنها تيول بنىاميه گشت » !
و در سايه حكومت وى بود كه به نوشته مروجالذهب مسعودى ، عبدالرحمان بن عوف ساختمانى برپا كرد ، در طويلهاش 100 اسب و 1000 شتر داشت و پس از مرگ يكچهارم دارايى او به 84000 رسيد . و سعدبن ابىوقاص ، عمارتى در عقيق ساخت و زيدبن ثابت هنگام مرگ به اندازهاى طلا و نقره داشت كه آنها را با تبر مىشكستند و قيمت اموال و مزارع و باغات او به 000 / 100 بالغ مىشد و يعلىبن منبه هنگامى كه درگذشت 000 / 500 دينار نقد داشت و مطالبات او از مردم به 000 / 100 بالغ مىشد !
چنين است نمونهاى از اندوختهها و ثروت اشراف و اوباش ، در سايهء خلافت ضداسلامى عثمان بن عفان ! . . . م .