مفتخوار و عياش نگذارد كه بدون آنكه گرسنه شوند ، مىخورند و بدون تشنگى مىآشامند و بدون كوشش و رنج و زحمتى ، از اموال عمومى استفاده مىكنند ؛ گروهى كه فيلصفت دنيا را بهكام مىگيرند . فيل از سبزىهايى مىخورد كه خود نكاشته و ازآبى مىنوشد كه چشمهء آن را خود روان نساخته است و آنگاه بدون آنكه رنجى برده باشد ، همواره در سايهها به استراحت مىپردازد !
پيشبينى علىبن ابىطالب در اينكه صاحبان قدرت و نفوذ ، اعيان و اشراف ، راه و روش او را در موضوع ولايت و فرماندارى ، تحمل نخواهند كرد و چنانكه قبل از بيعت اعلان كرده بود هرگز طاقت تحمل صلابت و دفاع شديد او از اين روش را نخواهند داشت ، درست درآمد ، زيرا آنها پس از بيعت مىخواستند على فقط در جهت منافع آنها باشد ، نه براى همهء مردم ، ولى على هرگز اين را نپذيرفت و حاضر نشد براى غير حق باشد .
طلحه و زبير براى سازش و معامله پيش وى آمده و گفتند : « ما با تو بيعت مىكنيم ولى بهشرط آنكه در اين امر با تو شريك باشيم ! » و على بدون كوچكترين ترديدى ، بلافاصله گفت : نه ! هرگز . . و آن دو از پيش او رفتند و چنانكه خواهد آمد ، برضد او لشكرى آراستند . على با اينكه مقام و نفوذ طلحه و زبير را بهتر از همه مىدانست ، حاضر بهسازش نشد ، زيرا پاى « عدالت » در ميان بود و علىبن ابىطالب به آنها و به همه مردم مىگفت :
آيا به من مىگوييد كه پيروزى را از راه ستم به افراد ملت بهدست آورم ؟ بهخدا سوگند تا وقتى كه شب و روزى هست و مادامى كه ستارگان بهدنبال يكديگر روانند ، اين كار را نخواهم كرد . . . آرى آگاه باشيد كه صرف مال در غيرجاى خود و در غير حق ، اسراف و تبذير است . « 1 »
هامش
( 1 ) . وقتى به امام على عليه السلام اعتراض كردند كه چرا بيتالمال را بهطور مساوى بين مردم تقسيم مىكند و هيچكس را روى سابقه و بزرگى ! ، برترى و ترجيح نمىدهد ، در جواب آنها جمله فوق را فرمود و بعد افزود : « اگر اين مال ، مال خود من هم بود آن را بالسويه بين مردم تقسيم مىكردم و چگونه اين كار را نكنم در حالىكه مال ، مال خداست » . متن عبارت امام در خطبه 124 نهجالبلاغه اينطور آمده است : « اتأمرونى أن اطلبالنصر بالجور فيمن وليت عليه ؟ واللَّه لا اطور به ما سمر سمير ، و ما امّ نجم فىالسماء و لوكان المال لى لسوّيت بينهم ، فكيف و انّما المال مالاللَّه . » م .