كه خواهىنخواهى و در هرحال ، دامنگير صاحب آن خواهد شد .
به گفتار على در تقبيح ثروتاندوزى در يكى از خطبهها توجه كنيد :
. . . و بهياد مىآورد اموالى را كه جمع كرده و در جمعآورى آنها ، چشمپوشى نموده - يعنى بين حلال و حرام فرقى نگذاشته - و آنها را از راهها و جاهايى كه صحيح و روشن ، يا مبهم و مشكوك بوده اخذ كرده و درنتيجه ، عواقب آن گريبانگير وى شده است .
اما كسب حلال كه در آن احتكار و استثمار دست ندارد ، على درباره آن مىگويد :
كسى كه براى كسب حلال و در راه كسب حلال بميرد ، درحالى مىميرد كه خداوند از او راضى و خشنود است !
روى همين اصل ، على تصميم گرفت تمام دژهاى احتكار و سوءاستفاده از مقام و نفوذ و غارت ارزاق مردم و همه بناهاى استوارى را كه پيش از او بهدست ثروتمندان بنا شده بود ، ويران سازد ! . . . ثروتمندانى كه على درباره آنها و امثال آنها مىگويد : « اما توانگران و ثروتمندان ملتها كه در نعمتها غوطه مىخوردند ، در اثر فراوانى نعمت و بهرهمندى از آن به سركشى پرداختند » .
على براى همين منظور چنين گفت : « آگه باشيد ! هر زمينى كه عثمان به كسى داده و هر مالى از مال خدا را كه به كسى بخشيده است ، به بيتالمال برمىگردانم ، زيرا حق را هيچ چيزى باطل نمىسازد . اگر اين مال را ببينم كه زنان با آن ازدواج كردهاند و يا در شهرها پراكنده شده است ، باز آن را به بيتالمال بازمىگردانم ، زيرا عدالت گشايشى براى ملت است و هركسى كه حق بر او تنگ آيد ، ظلم و ستم بايد بر او تنگتر آيد » . « 1 » البته ممكن است بعضى از حكام و صاحبان قدرت با عدالت رفتار كنند و بدون
هامش
( 1 ) . اين كلمات با مختصر فرقى در نهجالبلاغه آمده است و چون اين عبارت براى بيان مقصود كافى بود ، عين آن ترجمه شد . م