كه زمين هسته مركزى و منشأ ثروت است و همين هم باعث حكمرانى مىگردد ! و آنگاه على با عقل نيرومند و خطاناپذيرش مىبيند كه زمينخواران - كه همه از طبقه حاكمه و ثروتمندان و بزرگان هستند - براى استفاده از منابع آن كوشش خواهند نمود مردم را براى بهرهبردارى از خيرات و منافع آن ، به بردگى بكشانند و همين خود باعث افزايش ثروت در نزد آنها و نابودى و ذلت ديگران خواهد شد . و سپس مالكان بزرگ ، آنچه را كه خردهمالكان دارند از آنها خواهند خريد تا در ميان ملت دو طبقه بهوجود آيد : فئودالها و مالكان بزرگ و بيچارگان محروم از همهچيز ! . . . و على مىفرمايد : « و بايد كسى در طمع گرفتن مزرعه و كشتزارى از تو نباشد و در حق آب همسايه خود طمع نبندد . و در كارى كه به شركت بايد انجام داد ، سختى كار را بهعهده ديگران نگذارد » .
* * * پيشبينى و نظريهء امام درباره مالكان بزرگ و صاحبان زمينهاى وسيع كه بهخاطر املاك خود مقام و قدرت بهدست آورده و مردم را به بردگى مىكشيدند ، درست بود .
دكتر « طه حسين » در كتاب خود به نام عثمان مىنويسد :
از طرفى تيولهاى بزرگ و مالكان زمينهاى بىحد و حساب بهوجود آمد و از طرف ديگر گروه كارگران بىنوا و بردگان و بندگانى كه در آن زمينها بهكار مشغول شدند و درنتيجه ، در اسلام طبقه جديدى در بين مردم بهوجود آمد كه همان طبقه پلوتوكراسى « 1 » بود كه در آريستوكراسى « 2 » موروثى خود ، به زيادى مال و زيادى ثروت و كثرت رعيت و برده ممتاز بودند !
بهنظر على در مال و زمين و منافعى كه از آن دو برمىخيزد ، هيچكس نصيب و
هامش
( 1 ) . پلوتوكراسى نام سيستم حكومتى است كه بهدست ثروتمندترين افراد يك جامعه اداره مىشود و مىتوان آن راحكومت اغنياء ناميد . اين اصطلاح گاهى به خود طبقه ثروتمندترين افراد نيز اطلاق مىگردد . ( به مكتبهاى سياسى تأليف دكتر پازارگاد چاپ تهران ، ص 61 مراجعه شود ) . م
( 2 ) . آريستوكراسى همان سيستم اشرافى است كه در آن ، قدرت سياسى متكى به قدرت اقتصادى مال و ثروت ، باشد ! م .