نيست ، و همچنين كسى كه اجتماع ، حقوق او را عملًا پايمال مىنمايد ولى بهصورت ظاهر و از لحاظ تئورى ، تمام و يا قسمتى از حقوق او را به رسميت مىشناسد ، آزاد نخواهد بود .
در راه پىريزى اين بنياد - بنياد آزادى كامل فرد و جامعه - على در بين دوستان و دشمنان خود ، روش واحدى پيش گرفت : روشى نيرومند و خللناپذير كه هيچ تهديد و تحديد و هيچ وعده و وعيدى آن را متزلزل نساخت و عقب ننشانيد . البته على بهخوبى مىدانست كه اين امر - مساوات مطلق بين همه - براى عدهاى قابل تحمل نخواهد بود و لذا فرمود : « كار ما بسيار سخت و دشوار است » « 1 » و باز بهخوبى مىدانست كه اين مسئله براى واليان و فرمانداران سختتر و ناگوارتر خواهد بود و لذا مىفرمايد : « حق بر فرمانداران سخت و سنگين است . . . و اصولًا هر حقى سنگين است ! »
ولى در نزد علىبن ابىطالب اهميتى ندارد كه حق بر فرمانداران و اعيان و اشراف گران و سنگين آمده و قابل تحمل نباشد . عقل و ايمان او ، هردو به او مىگويند حق را گويد و حق بخواهد . غير از ايمان و عقل ، چيز ديگرى در نزد على ارزشى ندارد . عقل و ايمان به على مىگويند تشنگان راه عدالت اجتماعى را تنها و بهحال خود وانگذارد و كار آنان ، بر قانونگذار و حاكم سبك و بىارزش جلوه نكند و آنان بهخاطر نيازمندى ، به ذلت و خوارى كشانده نشده و با خاك يكسان نگردند ! و از روى گرسنگى چنان تحت فشار قرار نگيرند كه گلويشان خشك گردد و به خود بپيچند و از گرمى تابستان بسوزند و يا از تازيانههاى باد ، در سوز سرماى زمستان برخود بلرزند . عقل و ايمان به او امر مىكنند خيرات زمين را در معرض استفاده آن گروه
هامش
( 1 ) . در خطبه 231 نهجالبلاغه ، على عليه السلام در ذيل تعريف ايمان مىفرمايد : « انّ امرنا صعب مستعصب ، لايحمله الّا عبدمؤمن امتحن اللَّه قلبه للاايمان » كار ما ، كار بسيار سخت و دشوارى است و جز فرد باايمانى كه خداوند دل او را براى ايمان آزموده است ، نمىتواند تحمل كند و بپذيرد . م