* * * در اينجا ، ناگزير بايد به مسألهاى بايد اشاره كرد كه در زمينهء اين بحث اهميت دارد : اگر انسان كلمه آزادى را در آن دوره ارزيابى كند ، مدلول و مفهوم وسيع و عمومى آن را ، جز در راه و روش امام على نخواهد يافت . كلمهء « آزادى » و همهء مشتقات آن در عصر امام مدلول و مفهومى جز در معارضه با برده و بردهدارى نداشت . پس ، آزادى ضدبردگى است و آزاد ، ضدبرده يا بنده است .
اگر ما در مدلول صحيح گفتار مشهور « عمربن خطاب » نظر كنيم كه مىگويد :
« مردم را كى به بردگى گرفتيد ، در حالى كه مادرانشان آنان را آزاد زادهاند » خواهيم ديد كه شكل و وضع اين عبارت و موقعيتى كه در آن گفته شده و انگيزههايى كه عمربن خطاب را وادار كرده آن را بگويد ، همگى دلالت دارند كه مراد عمر از كلمه « آزادگان » بردگانى نبود كه خريد و فروش مىشدند .
اما كلمه « آزادگانى » كه هواداران حق ، آن را در گفتار آزاد و كار آزاد مىجويند ، غير از آن آزادگانى است كه « عمربن خطاب » آن را در اين جملهء خود آورده است . دليل ديگرى بر اين مىافزاييم و آن اينكه : عمر با اين گفتار خود ، متوجه كسانى شده كه مردم را به بندگى مىكشانند و به آنها دستور مىدهد كسانى را كه مادرانشان آنها را آزاد زادهاند ، به بردگى نگيرند . ولى عمر با اين گفتار خود ، متوجه خود بردگان نشده تا به آنان دستور دهد كه برضد آنهايى كه آنان را به بردگى گرفته و خريدوفروش مىكنند ، قيام كنند . بنابراين ، مسئله در گفتار عمر ، به اراده و تصميم اربابان مربوط بوده و پند و اندرزى است كه تنها متوجه آنان است و بهتر آن است كه مردم بيچاره را به بردگى نكشانند !
اما در نزد علىبن ابىطالب ، مسئله از اين قرار نيست و مفهوم آزادى وسيعتر و عمومىتر است . ما براى اثبات اين ادعا ، نخست با يك گفتار و نص صريح خود او استدلال مىكنيم و سپس به آنچه خود ما از قانون و دستور كلى او بهدست مىآوريم -
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 260
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٦٠