قانونى داشت . روايتهاى معتبرى به ما مىگويند او گاهى شمشير و زره و لوازم خانه خود را فروخت تا از بهاى آنها چيزى براى خود و فرزندانش تهيه نمايد . درحالى كه به كارگزاران و فرمانداران خود حقوق مكفى مىداد كه مجبور به پذيرفتن رشوه - كه منجر به پايمالشدن حق و سازش و كنارآمدن با باطل مىگردد - نشوند !
امام على خود را از همه اين قيد و بندها آزاد ساخت ، تا بتواند از هرگونه مانعى كه بين او و عدالت بر دوست و دشمن جدايى مىافكند ، خود را نجات بخشد . او اين وضع را خود در يك جمله خلاصه مىكند : « هركس كه شهوات نفسانى را ترك گويد ، آزاد گردد » .
اما تقوا و پرهيزكارى او ، تقواىِ آزادگان بود كه ايمان مىآورند و با الهام از اين ايمان ، كار مىكنند بدون آنكه تظاهر و ريايى دربين باشد و بهخاطر ترس از عقاب و طمع ثواب و پاداش آن را انجام نمىدهند .
اما تضمين آزادى براى مردم ، در درجه اول مربوط و بسته به كار است . امام تن كارگر را در روى زمين به مثابهء قلب پاك در بهشت مىداند و دربارهء پاكان مىگويد :
« دلهاى آنان در بهشت و بدنهايشان در كار است » و سود كار بسته به آن است كه مزد و پاداش كارگر ، در كارى كه انجام مىدهد ، داده شود و بيان آن به تفصيل خواهد آمد .
او بهخاطر بزرگداشت مقام آزادى و كار آزاد ، مقرر مىدارد : هيچ كارگرى را به كارى مجبور نسازند ، زيرا كارى كه توأم با رضايت و ميل عميق درونى نباشد ، توهين به آزادى و به خود كار است . مىگويد : « من صحيح نمىدانم كسى را به كارى وادارم كه آن را دوست ندارد » . او براى ترغيب و تشويق به كارى كه براى همگان سودمند باشد و بهخاطر حفظ آزادى فردى - هر دو در زمان واحد - به اين اكتفا مىكند كه نتيجه كار را فقط حق كارگر قرار دهد ، و كسى را كه بدون مجوّز قانونى او را به كار مجبور ساخته است ، از آن محروم سازد : « نهر آب ، از آن كسى است كه در آن كار كرده ، نه مال كسى كه او را مجبور به كار ساخته است » .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 259
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٥٩