تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
چيز اكتسابى خارجى نيست ، بلكه ناشى از ذات است . و اگر آزادى اين‌چنين باشد ، طبعاً كسى حق ندارد به زور و جبر ، آن را از ديگرى سلب نمايد ، زيرا هر اعمال فشارى مغاير با مفهوم ذاتى آزادى است . بنابراين ميان سخنان عمر و على تفاوتى اساسى وجود دارد : در آن‌جا - در نظر عمر - آزادى و آزادگانى وجود دارند كه قضيهء آنان به ارادهء كسانى مربوط است كه مىخرند و مىفروشند ! و درواقع آزادى ، آزادى بىثباتى است و آزادگان ، آزادگان سرگردان و بلاتكليفى هستند . آزادى ، آزادىِ ظاهرى و ساختگى است كه حدود و معانى آن ، از سرچشمهء طبيعى خود نمىجوشد ، بلكه راه و روش آن از خارج ذات و وجدان ترسيم مىشود ، و آزادگان ، آزادگانى هستند كه از وجدان‌هاى خود رانده شده و به پيمان‌ها و حوادث وابسته گشته‌اند . و در اين‌جا - در نظر على - آزادى و آزادگى ، به خود طبيعت و حقيقت انسانيت مربوط است و آن از نظر اصول و سرچشمه‌ها ، طبيعت آزاد و مستقلى است و بدين‌ترتيب آزادى مطلق بوده و حدود آن ، رد يا پذيرفتن ، در چهارچوب زندگى داخلى و وجدان است و آزادگان اختيار دارند چيزى را از روى رضايت و به‌خاطر مثبت يا منفىبودن بپذيرند و يا رد كنند . آزادى به اين مفهومى كه على مىخواهد ، همان است كه انقلاب‌ها را به‌وجود آورده و تمدن‌هايى را ايجاد مىكند و پيوندهاى مردم را برپايه‌هاى تعاون نيكوكارانه برپا مىدارد و افراد و جماعات را - با آنچه كه آنان را به نيكى سوق مىدهد - به همديگر مرتبط مىسازد ، زيرا ارتباط طبيعى و پيوند اصيل ، فقط آن است كه بين دو طرف آن رضايت و قبول وجود داشته باشد . * * * و چون مفهوم آزادى در نزد على ، همين مفهوم دقيق و عميق بود ، مىبايست معناى آن چنان باشد كه براساس آن به اوضاع خصوصى و عمومى ، به هر چيزى كه به وجدان‌ها ، انگيزه‌ها و زندگى داخلى مردم پيوند دارد ، و به هرآنچه با روابط و