مفاهيم اينجا و آنجا اركان و پايههايى دارند كه مقياسهاى آزادى بر آنها استوار است . انديشه و آزمايش و همچنين علىبن ابىطالب ، آن را اينچنين تقرير و بيان داشتهاند .
اما علائق و پيوندهايى كه افراد يك جامعه را به هم مرتبط مىسازند ، دو صفت و حالت فردى و اجتماعى دارند و امام سياست و حكومت و مديريت خود را وقف اصلاح آنها نمود تا زندگى سعادتمندانه را براى مردم بهوجود آورد و به آنان فرصت دهد در ميدان آزادى ، به بهترين و زيباترين اشكال و مفاهيم آن ، دست يابند و آن را در افق وسيع انسانى گسترش دهند .
نخستين گامى كه علىبن ابىطالب در اين زمينه برداشت ، آن بود كه مسئوليت و وظيفه خود را در تأييد و تثبيت آنچه حق و درست است و درهمكوبيدن هرچه باطل و خطا است ، اعلام دارد تا بدينوسيله مردم را از هرگونه اقدام يا انديشه خطايى بازدارد كه ممكن است محرك آنان در ارتكاب گناه فردى و اجتماعى گردد ، زيرا ممكن است آنان بهخاطر دوستى و توصيه و خويشاوندى و يا خدمتى كه انجام دادهاند ، به بخشش آن گناه اميدوار باشند و درنتيجه ، كار و انديشه آنان به ضرر جامعه و توده تمام شود !
او سپس براى تقرير اين مسئوليت ، پيش از خلافت و بعد از آن ، نمونههاى محكمى از گفتار و كردار خود را بهدست مىدهد . و به مردم روش مثبتى بر اساس توجه به نيكى و تحكيم عوامل خير نشان مىدهد . و همچنين روش ديگرى را نشان مىدهد كه داراى جنبهء منفى است و برپايه شدت و سختگيرى در برپاداشتن حدود ، نسبت به بيگانه و خودى ، دور و نزديك ، دوست و دشمن استوار مىگردد .
امام به دانش و آگاهى مردم نسبت به خودش اطمينان داشت و مىدانست كه آنان از زهد و پاكدامنى و پاىبندى وى به اصولى كه بالاتر از زهد و پاكدامنى هم هست ، اطلاع دارند و البته اين برنامه ناشى از توجه امام به دورىجستن از امور مادى و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 257
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٥٧