هيچوقت هم با غرور و كبر و خودخواهى آلوده نگشته است .
پيامبر در انجام امور منزل به همسر خود سبقت مىجست . كفش خود را مىدوخت و لباس خود را وصله مىكرد . او گوسفند مىدوشيد و به افراد خانوادهء خود خدمت مىنمود و با ياران خود ، آجر و سنگ حمل مىكرد و با آنها همكارى مىنمود و از شدت گرسنگى بر شكم خود سنگ مىبست !
او هنگامى كه با ياران خود راه مىرفت ، از آنان مىخواست جلوتر از او راه بروند . و اگر بر آنها وارد مىشد و آنها نشسته بودند ، در جايى كه خالى بود و پايين مجلس بهشمار مىرفت ، مىنشست و هميشه به آنهايى كه مىخواستند احترام خاص و فوقالعادهاى براى او قائل شوند ، مىفرمود : « من دوست ندارم فرقى با شما داشته باشم » !
و اين همان راستى و صدق با زندگى است » . « 1 » همهء اخبارى كه ما در اين فصل از پيامبر بازگو كرديم ، اين حقيقت را تصديق و تأييد مىكنند .
* * * اما هيئتِ حاكمه و زمامداران : آنها بهخاطر وظايف و مسئوليتهايى كه در قبال جامعه دارند ، خدمتگزار مردم هستند نه عزيزان بىجهت و سروران طاغى و ياغى ، و نه دزدان حرفهاى !
در سيرهء پيامبر وارد شده كه به او گزارش دادند : يكى از فرمانداران هديهاى را پذيرفته است ! پيامبر حقيقت موضوع را تحقيق كرد و آنگاه ثابت شد گزارش مطابق با واقع بوده است . خشمناك شد و فرماندار را احضار نمود وقتى فرماندار آمد ، پيامبر به او فرمود : چگونه چيزى را كه حق نداشتى و سزاوار تو نبود ، گرفتهاى ؟
وى با كمال اعتذار گفت : پيامبر خدا ! آن يك هديه بود !
هامش
( 1 ) . محمد والمسيح ، ص 162 و 163 .