در جواب پيامبر ، عظمت ادراك وى از چگونگى آغاز و شيوع رشوهخوارى بين حاكم و محكوم ، ملت و زمامدار هويداست . پيامبر در پاسخ او به شكل سؤال چنين فرمود : آيا ديدهايد كه يكى از شما در منزل خود بنشيند و كارى را انجام ندهد و مردم بىدليل براى او هديه بفرستند ؟ . . . و سپس دستور داد « هديه » ! را به بيتالمال عمومى واگذار كند و بلافاصله هم او را از كار بر كنار ساخت !
پيامبر بدينترتيب به مردم ياد داد كه در راه بهدستآوردن حق خود ، راه رشوه را نپيمايند و بر حاكم و زمامدار نيز تعليم داد با مردم اينچنين رفتار نكند ، همچنانكه تعليم داد حاكم را در معاش مردم هيچگونه حقى ندارد و او براى اين در ميان مردم حكومت مىكند كه پدر دلسوزى براى آنها باشد ، نه دزدى در ميان آنان !
و همچنين اعتراض به جا و عادلانه خود را به طبقه حاكمه - در روزگارى كه بر مسند نشسته و در سر كار هستند - حتى در قبول هديه ، ابلاغ نمود و البته از همينجا چگونگى جبههگيرى پيامبر در برابر غارت و چپاول اموال و دارايى مردم و احتكار ثروتها و تضييع حقوق توده و ظلم و ستم بر عموم روشن مىشود !
در اسلام ، هيئت حاكمه ، نماينده و مبعوث ملت و در قبضه قدرت اوست . و انتخاب زمامدار ، بايد با نظر مردم باشد و آنگاه نيرويش از نيرو و ارادهء توده بايد سرچشمه بگيرد و شبزندهدارىهايش بهخاطر رفاه و آسايش مردم و حفظ و نگهبانى منافع جامعه . . . باشد . اسلام بر حاكم و فرماندار لازم و ضرورى مىداند كه در هر كار بغرنجى كه راهحل صحيحى براى آن نمىداند ، با توده مردم و با ملت خود مشورت كند : « وَأَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ » ؛ كار و بناى آنان مشورت بين خودشان است . « 1 » و اين حاكم ، اختيارات نامحدود در ملك و مال و قانون ندارد ، بلكه حقوق محدود او نيز تا وقتى قابل احترام است كه در حفظ عزت و احترام مردم و در جلوگيرى از
هامش
( 1 ) . قرآن مجيد . . . و در آيه ديگرى مىفرمايد : « وَشاوِرْهُمْ فِى الأَمْرِ » ؛ در كارها با مردم به مشورت بپرداز . م