تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
هرگونه اتلاف و تضييع حقوق توده كوشا باشد . اسلام در مسئله نظارت و حق ملت در امر حكومت و حاكم ، فقط به اين مقدار اكتفا نمىكند و در اين حد نمىايستد ، بلكه پا از آن فراتر نهاده و به تحريك ستم‌ديدگان و بينوايان بر ضد كسانى كه به آنان ظلم كرده و آنان را بدبخت نموده‌اند ، مىپردازد . « 1 » اسلام كسانى را كه بدبختى و اهانت را بپذيرند و حقوقشان از دستشان برود و سهم و بهره آنان مورد تجاوز قرار گيرد و نتيجهء زحمت و كار آنها مورد استثمار قرار گيرد و بر آنها ظلم و ستم شود ، به كيفر و عذاب دردناكى تهديد مىكند . البته در صورتى كه آنان از حقوق طبيعى خود در زندگى دست بكشند و به اين ظلم و ستم تن در دهند و انقلابى به‌پا نكنند و فشار و تضييق و ساير علل و عوامل بدبختى را عملًا به رسميت بشناسند . قرآن علاوه بر تهديد ، اينان را « ظالمى انفسهم » - ستمگر بر خويشتن - مىنامد . اما پيامبر ، او مىفرمايد : « كسىكه به‌خاطر حق از دست‌رفتهء خود كشته شود ، شهيد است . » « 2 » و در جاى ديگر مىفرمايد : « وقتى مردم ، ستمگرى را ببينند و دست او را كوتاه
هامش
( 1 ) . در زمان غيبت ، مانند زمان ما ، مسئله حكومت مربوط به همه مسلمين است ، براى اين‌كه در حكومت اسلامى ، قانون‌گذار « خدا » است و مجرى قانون - اگر پيغمبر و امام نباشد - از طرف مردم تعيين مىشود ، ولى رئيس حكومت در عين اين‌كه موظف به حفظ قوانين اسلامى و عدم تغيير آنها است ، در اوضاع روز و مشكلات داخلى و خارجى بايد « مشاوره » كند و خود مردم هم به‌عنوان « نظارت ملى » - امر به‌معروف و نهى از منكر - در كارها دخالت و نظارت خواهند داشت ( براى تفصيل به تفسير بزرگ الميزان ، ج 4 ، ص 132 رجوع شود ) . از نظر اسلام اطاعت رئيس حكومت تا وقتى ضرورى است كه مطابق قوانين اسلامى در راه بسط عدالت اجتماعى و اقتصادى و از بين‌بردن ظلم و تعدى و برقرارى عدل و داد كوشش كند و در غير اين‌صورت ، اطاعت وى از گردن مسلمانان ساقط مىشود . . . م . ( 2 ) . به‌طور كلى اسلام به مردم اجازه داده كه در راه احتياج ضرورى به نان و آب خود كه كسى از آنها غصب كرده و پس نمىدهد ، بجنگند . و در اين راه اگر بكشند يا كشته شوند ، در نزد خداوند مأجور خواهند بود . و البته اين براى ايجاد آشوب و بلوا نيست ، بلكه به‌مثابه دفاع مشروع از حق زندگى است و فقها هم در اين باره به تفصيل سخن گفته‌اند . م .