دوستداشتن مبالغه و چاپلوسى از صفات ملوك و استبدادگرانى است كه روابط و پيوندهاى طبيعى و زنده ، بين آنها و بين زندگى شرافتمندانه افراد فهميده و آگاه بهكلى قطع شده است . از همين روى ، پيامبر در تكريم عظمت و استقلال هستى اين سخن نغز را فرمود : خورشيد براى مرگ كسى كسوف نمىكند و ماه بهخاطر هيچكس پنهان نمىگردد !
در اينجا به ياد مىآوريم كه پيامبر مردم را به ضرورت داشتن زندگى ساده ، طبيعى ، زيبا و بدون هرگونه تكلف و قيد دعوت مىكند و يادآورى آن ، به جهت پيوندش با موضوع مورد بحث ماست چه پيروى از اين اسلوب و روش در زندگى ، اساس اسلام است ، آنطور كه پيامبر مىخواست و آنطور كه آن را بنا نهاد . و هركسى كه در تمام مسائل اسلامى ، با وجود تباين در موضوعات آن ، دقت و تأمل كند ، بهخوبى درك مىكند كه همه آنها از يك اصل ريشهدار ، عميق ، جامع و واحد سرچشمه گرفته است و آن سادگى و بىپيرايگى همهجانبه در زندگى است و يا بهعبارت بهتر : صدق و راستى با زندگى است .
« خالد محمد خالد » اين روش را به نحو زيبا و جالبى خلاصه كرده و مىگويد :
« پيامبر بر بدن عربِ بيابانى بدون عمد و قصد خراشى وارد ساخت و بعد با اصرار ، از عرب بيابانى خواست كه در مقابل آن ، او را قصاص كند . »
بربالاى منبر ، با جلالوعظمتى انسانىمىايستاد تابه اصحاب خويش كه همه او را مىنگريستند و به او گوش مىدادند ، بگويد : « اگر كسى را بدون علت تازيانه زدهام ، اينك پشت من بيايد و تازيانه زند و اگر من از مال و دارايى كسى ، چيزى گرفتهام ، اينك بيايد و از مال من بردارد ! »
البته او در زندگى خود ، هيچوقت به كسى تازيانه نزده بود ، ولى اين راستى و صفاى مطلق است كه پيامبر در پاكيزهترين و عالىترين شكل ، آن را بهكار مىبرد . و اگر زندگى او هرگز با ريا و عوامفريبى و ضعف و عجز آميخته نگشته ، در مقابل
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 234
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٣٤