جامعه در همهء حقوق ، ضامن يكديگرند . جامعه ضامن فرد در ايجاد روابط مساعد كار و كوشش است و مزد و پاداش او را در چهارچوب رنج و كوشش او ، و بعد در ضمن چهارچوب نياز و احتياج او بهعهده مىگيرد ؛ كه اين جالبترين و زيباترين مفهوم انسانيت است . آنوقت بر اين فرد واجب است در نقشى كه ايفا مىكند ، يار و مددكار جامعه و جماعت باشد و آزادى فردى خود را طورى بهكار ببرد كه به ضرر هموطنانش تمام نشود . جامعه هم حق ندارد بر فرد ستم كند و فرد نيز نبايد از آنچه مال همه مردم است ، به تنهايى بهرهمند شود ، بلكه او در قبال حفظ مصالح عامه ، وظيفهاى دارد كه كمتر از وظيفهء او در حفظ و حمايت منفعت خصوصى او نيست .
فرد در برابر همهء اينها مورد بازخواست قرار مىگيرد . پيامبر مىفرمايد : « همهء شما شبان هستيد و همگى مسئول زيردستان خوديد » .
اصولًا آزادى فردى ، در هيچ صورتى نبايد موجب زيان جامعه باشد و هرگز هم مراد از آزادى آن نيست . پيامبر مثل جالبى مىزند و نشان مىدهد كه اگر آزادى فردى محدود نباشد چگونه به جامعه ضرر مىرساند : « گروهى سوار كشتى شدند و هركسى در جاى مخصوصى قرار گرفت . آنگاه يكى از آنان خواست با تيشهاى گوشهاى از كشتى را بشكافد ! به او گفتند : چه مىكنى ؟ گفت : اينجا متعلق به خود من است ، هر كارى كه بخواهم مىكنم ! . . . اگر دست او را بگيرند و از اين كار مانع شوند ، هم او و هم ديگران نجات پيدا مىكنند و اگر او را به حال خود بگذارند ، همگى غرق و هلاك مىشوند » . و اين فرد بهعنوان اينكه عضوى در جامعه است ، مكلف است هرگونه زشتى و بدى را ، در هرجا كه باشد ، بهخاطر همكارى در راه ارتقاى سطح زندگى عمومى از بين ببرد : « هرگاه با عمل زشت و ناپسندى روبهرو شديد ، با آن مقابله كنيد و آن را از ميان ببريد . »
پيامبر همواره كوشش مىكرد هر روز با دليلى ثابت كند كه اخلاق بزرگ انسانى ، در عمل مىتواند راهبر مردم شود نه در وعظ و اندرز . و رحم و شفقت مردم ، با عمل
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 231
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٣١