تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
هركس در گرو كار خويش است . اما مال و ثروت ، علىرغم آن‌كه تحت مالكيت افراد قرار گرفته است ( و اسلام مالكيت فردى را در صورتى كه مال بر اساس موازين مشروع به‌دست آمده باشد ، به رسميت مىشناسد ) هرگز جايز نيست كه در دست يك طبقه يا گروه معينى از مردم باشد و اين طبقه آن را بين خود دست به‌دست بگردانند و به‌وسيلهء آن منافع و سود عمومى را احتكار كرده و تودهء مردم را زبون سازند و خود بر گرده بندگان خدا سوار شوند . قرآن درباره مال و ثروت مىفرمايد : « كَىْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِياءِ مِنْكُمْ » « 1 » ؛ تا در بين ثروتمندان شما دست به‌دست نگردد . پس مال و ثروت ، از نظر قرآن و حديث ، در درجهء اول از آن توده و جماعت است و افراد نيز بيش از آنچه احتياج دارند و يا بيشتر از آن‌كه در راه آن كوشيده‌اند ، به‌دست نمىآورند ؛ و روى همين اصل است كه در اسلام ، حتى جزئىترين و كوچك‌ترين استثمار كوشش‌هاى مردم نيز تحريم شده است . چنان‌كه اگر كسى بيشتر از ما يحتاج خود را جمع كرده و انبار كند - و جامعه در حال فقر باشد - اسلام آن را نيز تحريم كرده است و پيامبر اين دو اصل را ، اساس سياست مالى و اقتصادى خود قرار داده است و براى اصحاب خود مثال‌هايى در گفتار و كردارش آورده كه بر آنها واجب است در اين قبيل موارد از آن پيروى كنند . در ميان اصحاب ، مردى به‌نام « رفاعة بن يزيد » كه نزد پيامبر عزيز و محترم بود ، در يكى از جنگ‌ها ، تير مهلكى خورد و درگذشت . آن‌گاه مردم دسته‌دسته به پيشگاه پيامبر آمده و به‌عنوان تسليت مىگفتند : « اى پيامبر خدا ! خوشا به حال او ، رفاعه شهيد از دنيا رفت » و مىخواستند بدين‌وسيله به پيامبر تسلى داده و از غم و اندوه وى
هامش
( 1 ) . حشر ، آيه 7 .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 228 | جورج جرداق / خسرو شاهى