هم حكم مىكند كه به هركسى به اندازه كوشش و كارش برسد : « وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِ نْسان إِلّا ما سَعى » . « 1 »
اگر مسئلهء خودپرستى و احتكار منافع در كار نباشد ، و اگر مال و ثروت در مقياسهاى جامعهاى ، مساوى يا بالاتر از ارزش خود انسان قرار داده نشود پس اين طبقهء « ثروتمندان بزرگ » از كجا و چگونه بهوجود مىآيند ؟ و بزرگترين خيانت اجتماعى آن است كه احتكارگران و طبقه حاكمه ، گناهكارانه بر چپاول ملت و ثمرهء كوشش و كار آن ، موافقت و همكارى كنند :
« وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَتُدْلُوا بِها إِلى الْحُكّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ » « 2 » ؛
اموال همديگر را بهناحق مخوريد كه آن را به نزد حكام ببريد تا قسمتى از اموال مردم را به گناه و به ناروا بخوريد ، در حالى كه شما مىدانيد .
و پيامبر مىفرمايد :
« هرگز كسى از شما غذايى بهتر و گواراتر از محصول دسترنج خود نخورده است »
و در سوره « زلزله » آمده است :
« وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ » « 3 » ؛
هركس به اندازه ذرهاى شر و بدى كند ، آن را خواهد ديد .
و :
« كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ » « 4 » ؛
هامش
( 1 ) . نجم ، آيه 39 .
( 2 ) . بقرة ، آيه 188 .
( 3 ) . زلرله ، آيه 8 .
( 4 ) . مدّثّر ، آيه 38 .