تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
همان‌طور كه منافقان نفاق ورزيدند و بعضى از سخنان مسيح و قسمتى از فصول زندگانى وى را طورى تفسير نمودند كه « فقر » را براى مردم نيكو جلوه دهد ، تا نيكىها و نعمت‌هاى زمين را براى خودشان نگهدارند كه از آن به‌مثابه غنيمتى حلال ! بهره‌مند شوند و مانند جباران و ستم‌پيشه‌گان بر مردم حكومت كنند تا هستى غارت‌شده بينوايان در خانه‌هاى اينان جاى بگيرد : « در تاريخ ما هم ، در دوران بنىاميه و پس از آن ، چون سردمداران حكومت‌ها خواستند كه نفوذ و قدرت و ظلم و طغيان آنان ادامه يابد و پابرجا شود به نوكران خائن خود اشاره كردند كه احاديث و رواياتى را جعل كنند و از آنها براى مردم بندها و زنجيرهايى بسازند كه اينان را در سركوب‌كردن و به بندكشيدن آزادگان و استثمار توده‌ها كمك و يارى كند و آن خائنان هم احاديثى را از زبان انبياء به‌هم بافتند كه بر سربه‌زيرى و سكوت و خضوع و خدمت و تسليم‌شدن ترغيب و تشويق مىكنند ! « 1 » » . ولى كسى كه از سيرت و روش پيامبران آگاهى درستى داشته باشد ، به‌خوبى مىفهمد كه آنان فقر را پست شمرده و محكوم كردند و دوزخ را جاى هر منافقى قرار دادند كه مردم را به آن بخواند . و اگر چنين نبود ، فرصت‌طلبان و سودجويان زمان آنها ، برضد آنان به‌پا نمىخاستند و يا درماندگان و بينوايان در پيرامون پيامبران جمع نمىشدند ! * * * بزرگ‌مردان نخستين عرب ، شواهد فراوانى از اعمال خود را براى ما به‌يادگار گذاشته‌اند . اعمال آنها دلالت بر اين دارد كه آنان طبيعت و حقيقت رابطه بين كارهاى فرد و سيستم اجتماعى و هم‌چنين به ماهيت پيوندهاى محكمى كه ارتباط هميشگى
هامش
( 1 ) از كتاب اهل‌البيت ، شيخ محمدجواد مغنيه ، ص 141 .